Monday, 23 April 2012

فراخوان سازمان مجاهدين خلق ايران به مناسبت روزجهانی کارگر

هفته اعتراض و اعتصاب و تظاهرات ضدحکومتی» به مناسبت روزجهانی کارگر - فراخوان سازمان مجاهدين خلق ايران
کارگران آگاه و آزاده ايران!


زحمتکشان به ستوه آمده ميهن!
هموطنان عزيز!
امسال در شرايطی به استقبال روز جهانی کارگر می رويم که بر اثر سياستهای ضدخلقی ديکتاتوری آخوندها، کارگران و زحمتکشان و اقشار محروم جامعه ايران با فشارهای طاقت فرسای معيشتی رو به رو هستند.
بار سنگين تورم 50درصدی، عوارض طرح ضدمردمی حذف يارانه ها، پيامدهای سقوط ارز و کاهش قدرت خريد، بر دوش اقشار زحمتکش و محروم کشور سنگينی می کند.
تعطيلی مستمر کارخانه ها و صنايع پرسابقه ايران مانند نساجی، اخراجهای ظالمانه و بيکار شدن بيش از يک ميليون و 300هزار شاغل طی يک سال گذشته، کارگران و خانواده های شريف آنها را در گرداب فقر و محروميت فرو برده است.

در مقابل، منابع ثروت ملی و ثمره کار و زحمت کارگران توسط هزار فاميل غارتگر آخوندی به يغما می رود که يک نمونه آن اختلاس 3هزار ميلياردی است که به اعتراف خود آخوندها در تاريخ سابقه ندارد.
سلطه سپاه پاسداران ولايت فقيه بر شاهرگهای اقتصاد و بازرگانی و تمرکز بخش عمده نقديندگی در دست چپاولگران و رانت خواران حکومتی که ثروتهای باد آورده می اندوزند، شکاف وحشتناک طبقاتی و وضعيت انفجاری جامعه را روز به روز تشديد می کند.
بعد از 3دهه حکومت سراپا فساد و چپاول آخوندها، دعاوی خمينی دجال که رژيمش را اميد مستضعفان می ناميد، و ياوه های گماشته هزار تير خامنه ای که مدعی آوردن درآمد نفت به سفره مردم بود ولی نان سفره مردم را هم دزديد، فقط شعله های خشم مردم ايران به ويژه زحمتکشان و محرومان غارت شده و خيانت شده را تيزتر می کند.

در برابر وضعيت انفجاری جامعه و در وحشت از سقوط محتوم، آخوندهای حاکم راهی جز تشديد سرکوب قرون وسطايی و اعدام برای ارعاب عمومی و دست يابی به بمب اتمی و سياست صدور تروريسم و ارتجاع به ويژه بلعيدن عراق نمی يابند و در همين راستا و با تمام قوا به از ميان برداشتن نيروی اصلی مخالف رژيم يعنی مجاهدان اشرف کمر بسته اند. زيرا همين نيروی انقلابی و مردمی است که سياستهای ضدايرانی و ضدانسانی رژيم را به شکست کشانده و برای خامنه ای همان سرنوشت مبارک و بن علی و قذافی و بشار اسد را رقم زده است.

کارگران آزاده ايران!
محرومان و ستمديدگان و جوانان انقلابی ميهن!
خامنه ای بقای رژيمش را در گرو سرکوب و ارعاب جامعه ايران، سرمايه گذاری روی بمب اتمی و توطئه چينی برای از ميان برداشتن مجاهدان اشرف می بيند و برای حفظ رژيم بشار اسد و جلوگيری از فرو ريختن عمق استراتژيک رژيم در منطقه، تا فرق سر در باتلاق جنايت و کشتار در سوريه فرو رفته است.

پاسخ قاطع انقلابی به سياستهای جنايتکارانه خامنه ای، اين است که با شعار اشرف نشان مرگ بر اصل ولايت فقيه، به پا خيزيد.

به پا خيزيد و پرده های فريب و خيانت باندهای ريزشی رژيم را که به خاطر سرسپردگی به نظام ولايت فقيه و قانون اساسی آن، شعار ننگين بی هزينگی سر می دهند و مروج سکوت و بی عملی هستند، درهم بشکنيد!.
پايداری و فدای حداکثر و راه و رسم مجاهدان اشرف الگو و چراغ راهنمايی است که نيرنگها و توطئه های سرکوبگرانه دشمن را درهم می شکند و تلاشهای خامنه ای برای دست يابی به سلاح اتمی و بلعيدن عراق را به طنابی بر گردن ديکتاتوری تبديل می کند.

تجارب همه انقلابها و از جمله تجربه پيش رو و جاری مردم قهرمان سوريه، اين درس هميشگی تاريخ را تکرار و تأکيد می کند که «حق» گرفتنی است و گوهر سرخ فام آزادی در همه جا با فدای بيکران و با رزم بی امان به دست آمده است.

سازمان مجاهدين خلق ايران در اين مسير تمامی جوانان انقلابی و کارگران آگاه و آزاده ايران را که در سال گذشته به رغم سرکوب حکومتی صدها حرکت اعتراضی و اعتصاب را سازمان دادند، به برگزاری «هفته اعتراض و اعتصاب و تظاهرات ضدحکومتی» به مناسبت روز جهانی کارگر فرا می خواند.

به پا خيزيد و شعله اعتصابها و تظاهرات ضدحکومتی را در همه جا برافروزيد!
شعارهای مرگ بر ديکتاتور، مرگ بر اصل ولايت فقيه، و مرگ بر خامنه ای را که خواست مبرم عموم مردم ايران برای رهايی از ستم آخوندی است، بر در و ديوار بنويسيد و در هر فرصتی طنين افکن کنيد.

به پاخيزند و مراسم روز جهانی کارگر را به تظاهرات ضدحکومتی تبديل کنيد.

در سرنگونی رژيم فرتوت ولايت فقيه و در پيروزی مردم و رهايی کارگران و زحمتکشان ايران ترديدی نيست.
نصر من الله و فتح قريب مرگ براين رژيم مردم فريب
سلام بر خلق!، سلام بر آزادی! درود بر رجوی!
سازمان مجاهدين خلق ايران
3ارديبهشت ۱۳۹۱

تجمع کارگران کارخانه لوله سازی خوزستان، در اعتراض به پرداخت نشدن ۲۵ماه حقوق معوقه

-کارگران کارخانه لوله سازی خوزستان، بار ديگر در مقابل استانداری رژيم در خوزستان تجمع اعتراضی برگزار کردند. آنها در اعتراض به پرداخت نشدن 25ماه حقوق عقب افتاده تجمع کردند.

تجمع اعتراضی کارگران اخراجی پالايشگاه آبادان

- به گزارش دريافتی صدها تن از کارگران پالايشگاه آبادان هفته گذشته در اعتراض به اخراجشان از پالايشگاه در مقابل فرمانداری رژيم در اين شهر تجمع کرده اند. ايادی رژيم از دو ماه پيش با استخدام پيمانکاران جديد باندهای وابسته به خود را به جای کارگران قبلی استخدام می کنند.

کارگران قراردادی در رنجی مضاعف و آينده ای هراسناک

سال 91 با موج اخراج کارگران قراردادی شروع شد.
يکی از اعضای ارگان حکومتی کميته مزد در تهران به خبرگزاری حکومتی ايلنا گفت: ”30 درصد از کارگران واحدهای توليدی از ابتدای سال 91 اخراج شده اند“. البته فرياد اين کارگران توسط دستگاه اختناق حکومت آخوندی در گلو خفه شد و انعکاس چندانی در رسانه های حکومتی پيدا نکرد
 
بر اساس آمارهای حکومتی حدود 8 ميليون از جمعيت ايران کارگرند که با خانواده هايشان رقم آنها دست کم به 30 ميليون نفر می رسد. بر اساس همين آمارها، 80 درصد از کارگران ايران قراردادی هستند که بيش از 5 ميليون نفر از آنها را شامل می شود. موج قراردادی کردن کارگران رسمی با سرعت زيادی در حال گسترش است.

کارگران قراردادی فاقد کمترين پشتوانه حقوقی هستند. رژيم خمينی با يک تعريف ضدانسانی مقوله کار و کارگر را از مقوله اجاره به حساب آورده و کارگر را هم چون شيئ که اجاره داده می شود، قلمداد می کند. اگر چه به علت واکنشهای شديدی که اين تعريف ايجاد کرد، اين اصطلاح را ديگر به کار نمی برند، اما عملاً همين گونه با کارگر و کار او تنظيم می کنند. از کارگر هم چون شيئ تا وقتی که می تواند کار کند، کار می کشند و بعد او را بدون هرگونه تأمينی و بدون هر حقی به حال خود رها می کنند.. اين در حالی است که اين رژيم پيمان های بين المللی ناظر به امور کار و حقوق کارگر را امضا کرده، اما ذره يی به آنها پايبند نيست.
سالهاست که رژيم آخوندی نوعی از قرارداد تحت عنوان قرارداد ”سفيدامضا“، باب کرده که اين در واقع قرارداد بردگی کارگر است و کارفرما را از هرگونه تعهدی نسبت به کارگر معاف می کند. از جمله در مورد تعيين دستمزد، ساعت کار روزانه، حق عائله مندی، بيمه درمانی و تأمين اجتماعی، حق سنوات، اخراج، بدون ذکر هيچ دليلی و هر لحظه که کارفرما اراده کند و غيره… !
حتی در مورد دستمزد مصوب شورای عالی کار رژيم هم که تازه خود آن يک چهارم يا يک پنجم خط فقر است، به کارگران قراردادی پرداخت نمی شود. در همين رابطه يک کارگزار رژيم به نام داوود قادری، عضو شورای اشتغال، گفت: ”کارگران زيادی ماهانه فقط حدود ۱۵۰ هزار تومان دريافت کرده اند“. زيرا بسياری از کارگران قراردادی با واسطه شرکتهای پيمانکاری به کار گمارده می شوند و اين شرکتهای چپاولگر که معمولاً متعلق به ايادی رژيم است، گاه 50 درصد يا حتی بيشتر دستمزد کارگران قراردادی را از دستشان می ربايند و کارگران که می دانند اگر اعتراض کنند، همين چندرغاز را هم از دست می دهند، ناچار سکوت می کنند و دندان روی جگر می گذارند.

موج فزاينده تعطيلی واحدهای توليدی و گسترش بيکاری، وضعيت کارگران قراردادی را پيوسته وخيم تر می کند.
به خصوص که فروپاشی اقتصادی ناشی از سياستهای ويرانگر رژيم چپاولگر آخوندی، نظير حذف يارانه ها که توليد ملی را کمرشکن نموده، باعث تعطيلی و ورشکستگی بسياری از کارخانه ها و واحدهای توليدی شد. گفته می شود که شمار کارگرانی که طی سال 90، کار خود را از دست داده و بيکار شدند، از يک ميليون نفر فراتر می رود
در نتيجه با شروع روز کاری در سال جديد شاهد بروز اعتراضات کارگران اخراجی هم چون کارگران کارخانه شهاب خودرو و کارخانه توليد شمش چدن، شرکت ذوب آهن غرب کشور در همدان بوديم و به نظر می رسد که سال 91، سال اعتراضات کارگران اخراجی و بيکار خواهد بود.