Monday, 31 October 2011

فائزه در آغوش برادر بزرگش به شهادت رسيد او حين شهادت هم فقط بيست ساله بود

آخرين لحظه مجاهد شهيد فائزه رجبي
در حمله 19 فروردين كه نيروهاي مزدور خامنه اي درعراق حمله كرده بودند مظلومانه به شهادت رسيد اين هم عكس خواهر 14ساله و مادرش هست.

پرستويي كه با بهار آمد و با بهار رفت
او براي رسيدن به بي نهايت راه, بسيار شتاب داشت

تولد: ده فروردين 1370
شهادت: نوزدهم فروردين 1390
فائزه از وقتي خودش را شناخته بود پدرش را پشت ميله هاي زندان ديده بود. اما پدر شهيدش عبدالرضا رجبي قبل از آنكه دژخيمان خونش را بريزند بذر يك عشق را در سينه فائزه و ديگر فرزندانش كاشته بود, عشق به آزادي.
و به آنها گفته بود كه اين عشق در جايي به نام اشرف و در نام مسعود و مريم تجسم يافته است. فائزه عاشق و عطشناك در حاليكه هنوز بسيار جوان بود براي يافتن آن گوهر ناياب پاي در سفر نهاد و به اشرف رسيد و از همان آغاز گويي براي رسيدن به بي 
نهايت اين راه, راه اشرف بسيار شتاب داشت.

او در روز 19 فروردين 1390 در حاليكه فقط بيست بهار از عمرش مي گذشت به كهكشان شهيدان راه آزادي پيوست.
پرستويي كه در روز ده فروردين 1370 به اين زمين خاكي آمده بود در روز نوزدهم فروردين 1390 به آسماني كه مي خواست پر كشيد






با رداي سرخ آزادي به تن

باز گويم قصه صد انجمن
همچو حلاج بر سر دار عدم
هست گردم, شورشي بر هر چه هست
”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران”امضا كنيد

Sunday, 30 October 2011

سوم آبان سالگرد درگذشت شاعر آزاده ميهن فريدون مشيري

  

سوم آبان 1379 درگذشت شاعر معاصر ميهن فريدون مشيري كه هميشه در اشعارش از مهرباني وصلح و طبيعت و انسانيت سخن مي گفت ودرشمار معروفترين شاعران ايران قرار دارد
27 اكتبر 2011-5 آبان 1390
برنامه روزها و يادها سيماي آزادي

شیفته و سبکبال مروری کوتاه بر زندگی قهرمان مجاهد خلق، شهید فاطمه مسیح


تولد: ۱۳۳۵ - یزد
شهادت: ۱۹فروردین ۱۳۹۰- اشرف
«آن‌جا که آرزو، در چارچو به تنگ خواسته‌های فردی یک دل، برای قاب یک وجود، یعنی «خود» محصور نمی‌ماند، باید یقین کرد که جهان انسانیت به پیش می‌رود». با این آرزو آشنا شویم:
«خیلی دوست داشتم شما و تمام مجاهدین را از نزدیک پیدا کنم و همراه آنها تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفس بر علیه این آخوندهای دون صفت که به قول مادر رضاییها ”نام هر حیوانی را روی آنها بگذاریم به آن حیوان ظلم کرده‌ایم“، بجنگم».
از نامه مجاهد شهید فاطمه مسیح به رهبر مقاومت
این آرزوی شیرزنی از زنان پیشتاز رهایی ایران بود. فاطمه مسیح، که در جمعه خونین ۱۹فروردین ۹۰ در اشرف چهره در خون کشید.
نفس وجود چنین عزم و آرزویی، در زن ایرانی، جای تبریک بسیار دارد. چرا که آرزوهایی از قبیل عشق به نبرد با ظالم، اراده پرچم افراشتن در برابر ستم پیشگان، در تاریخ تمامی ملل، آرزوی سرداران، پیشتازان، و مبارزان استثنایی بوده است. اما اینک هر زنی در این شهر شرف، چنین آرزو می‌کند.
نسلی از آرزو شکفته کنون گل به گل، سرخ، در زمین شرف
فاطمه مسیح یکی ازهزار زن قهرمان اشرف بود که شیفته و سبکبال و بی‌ریا عاشق مجاهدین بود و با تمام وجودش، قهر و خشم به رژیم زن‌ستیز و ضدبشری ولایت‌فقیه را نمایندگی می‌کرد. فاطمه زنی پاکباز و به‌معنای واقعی سمبل کار و مسئولیت‌پذیری بی‌نام ونشان بود.
عشق عمیق او به مجاهدین در تمامی دست‌نوشته‌هایی که از او به یادگار مانده موج می‌زند:
«… این‌که موفق شدم و به شهر اشرف آمدم یعنی به منزل امید و شهر شرف و آزادگی و تا جان در بدن دارم در راه مجاهدین هستم و تا نابودی این رژیم سفاک خونخوار دست از مبارزه بر نخواهم داشت. به‌امید این‌که اجازه دهید این‌جا بمانم… دلم می‌خواهد من و دخترم را در این شهر بزرگ و شهر آزادگی به‌این دلهای پرشور تمام رزمندگان آزادی پیوند دهید».
او در نامه دیگری نوشته است:
«ابتدا با نام خدا و سپس با نام امام حسین، رهبر و پیشوای عقیدتی تمام مجاهدین نامه خود را آغاز می‌کنم و درود می‌فرستم به خواهر مریم و برادر مسعود که همیشه در قلبم جای دارند و به‌اندازه زیبایی روز آزادی ایران و لحظه‌های شاد آن روز دوستشان دارم و درود می‌فرستم و سر تعظیم بر روان پاک شهدا و تمام مجاهدین خلق ایران فرود می‌آورم…».
این عشق و فدا امتداد همان درخشش ستارگان خانواده قهرمان‌پرور مصباح و مسیح است. فاطمه ادامه دهنده و استمرار بخش آرمان و فدای خانواده پرافتخاری است که در سال ۱۳۶۰، قافله‌وار از پدر تا مادر و فرزند و همسران فرزندان، خوشه پروینی از هشت شهید قهرمان را در کهکشان شهیدان راه آزادی ایران درخشان کردند…
آری فاطمه مسیح، یادآور عزم و همت و فدای همه آن شهیدان بزرگوار و گرامی‌شد. و گویی که این آرزوی دیرینه‌اش بود. که تحقق یافت. بگذارید ادامه آرزوی او را که مادری ۵۵ساله بود بشنویم:
«من به آرزوی دیرینه‌ام رسیده‌ام و نقطه‌ی آغاز من برای مبارزات بیشتر همراه با خواهران و برادران، شوریدن و جنگیدن بر علیه خمینی صفتان دژخیم زمانه میهنمان در این‌جاست و در یادداشتی دیگر نوشت: ”به خواهر و برادر بگوئید که من مجاهدی هستم که تا جان در بدن دارم یک ذره هم از رهبریم دور نمی‌شم و با گوشت و پوستم اشرف را نگه می‌دارم چونکه تمام وجودم برایم مردم و برای خونهایی که در این راه داده‌ایم است و هیچ شک و تردیدی ندارم ”- از نامه‌های مجاهد شهید فاطمه مسیح به رهبر مقاومت.
راستی که به ایران، باید برای داشتن چنین زنان پیشتازی تبریک گفت. زنانی که راهشان و آرزوهای پاک و مقدسشان را اکنون تمام زنان آگاه و ستم ستیز میهن با سلحشوری تمام ادامه می‌دهند.
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم

مأموران اطلاعاتی رژیم در خارج از مرزهای ایران

خامنه‌ای مهره‌های اطلاعاتی‌ـ‌عملیاتی و مورد اعتماد خود را تحت عنوان دیپلومات به خارج کشور اعزام می‌کند. بعد از ضربه بزرگی که به دستگاه تروریستی رژیم در خارج کشور وارد شد، خامنه‌ای تلاش می‌کند به بازسازی و تقویت این دستگاه بپردازد. در جریان کشف توطئه ترور سفیر عربستان در واشنگتن، مدارک زیادی از شبکه تروریستی رژیم و نحوه فعالیتهای آن به دست آمریکا افتاد.
سفارتخانه‌های رژیم در کشورهای مختلف ابراز اصلی نیروی قدس و وزارت اطلاعات برای عملیات تروریستی هستند. تغییرات اساساً در این ساختار صورت گرفته است. به گزارش خبرگزاری حکومتی مهر، بخشی از این تغییرات که علنی شده است، از این قرار است:
- محمدحسین دهقانی، مدیرکل امور سیاسی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، به‌عنوان سفیر جدید رژیم در کلمبیا منصوب می‌شود.
- حمیدرضا شاکری به‌عنوان سفیر جدید رژیم در سوئد انتخاب شده است. شاکری هم‌اکنون سمت مدیرکل ایرانیان خارج از کشور وزارت امور خارجه را بر عهده دارد.
- محمود بریمانی، مدیرکل سازمانهای تخصصی و اقتصادی بین‌المللی وزارت امور خارجه، به‌عنوان سفیر جدید ایران در بلژیک تعیین شده است.
- محمدعلی قانع‌زاده، مدیرکل آسیای غربی وزارت امور خارجه، قرار است به‌عنوان سفیر جدید رژیم در برزیل کار خود را آغاز کند.
این مهره‌های انتخاب شده دارای سوابق طولانی در ارگانهای سرکوب و جاسوسی نظیر سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات می‌باشند.

نامگذاري سپاه قدس درليست تروريستي 3آبان 1383

 
وزارت خارجه و وزارت بازرگاني آمريكا سه ارگان سركوب آخوندي را تحريم كرد و رسما در ليست سياه تروريستي قرار داد اين نشان داد كه اميد بستن و چشم دوختن به مذاكرات با رژيم آخوندي هيچ حاصلي جز فرصت دادن به فاشسيم ديني درآستانه كسب سلاح اتمي ندارد
27 اكتبر 2011-5 آبان 1390
برنامه روزها و يادها سيماي آزادي

معامله رسواي آخوندها برسرمجاهدين مهر1383

 
حراج ارزش هاي بشري
شما چرخه سوخت خود را به حالت تعليق در آوريد ما هم درعوض به نگريستن به سازمان مجاهدين خلق ايران به عنوان سازمان تروريستي ادامه خواهيم داد اين بخشي از سند محرمانه است كه سي مهر 1383 خبرگزاري فرانسه آنرا بر ملا كرد
سي مهر 1383 افشاي يك معامله رسوا بين سه كشور اروپايي ورژيم ولايت فقيه
27 اكتبر 2011-5 آبان 1390
برنامه روزها و يادها سيماي آزادي

پارلمان انگلستان:مالكي عروسك خيمه شب بازي حاكمان ايران

 
اجلاس پارلمان انگلستان درباره وظايف انگلستان و آمريكا و اتحاديه اروپا و سازمان ملل درباره اشرف
سيماي آزادي 7 آبان

ضرب الاجل مالكي زمينه چيني براي كشتارمجدد دراشرف

  
پارلمان اروپا :
نوري مالكي بطور يك جانبه اعلام كرده كه بايد كمپ اشرف تاپايان سال ميلادي
بسته شود و اين مي تواند زمينه چيني براي يك كشتار باشد
بيانيه 180 نماينده پارلمان اروپا از همه گروههاي پارلماني وفراخوان به شوراي امنيت، آمريكا و اتحاديه اروپا جهت اقدام فوري براي لغو ضرب الاجل مالكي و استقرار تيم ثابت ملل متحد در اشرف
سيماي آزادي 7 آبان

كنفرانس مطبوعاتي:اقدام عاجل جامعه جهاني براي اشرف

 
سخنراني استيونسون نماينده پارلمان اروپا و رئيس هيئت رابطه با عراق در پارلمان درباره پافشاري مالكي و اربابانش در ايران بر اجراي ضرب الاجل عليه اشرف
كنفرانس بروكسل و كنفرانس مطبوعاتي پارلمانترهاي اروپايي در استراسبورگ براي اقدام عاجل جامعه جهاني دررابطه با اشرف
سيماي آزادي 7 آبان

Saturday, 29 October 2011

دوربين او تا آخرين تپشهاي قلبش همچنان به ثبت جنايات مزدوران ادامه داد

آسيه رخشاني
تبريك وطن چه دختراني داري
در بحر عجب دل افكناني داري
در رزم پر از حماسه عصر نويـن
از شيـــــر زنان تهمتناني داري

دوربين او همواره تا آخرين تپشهاي قلبش همچنان به ثبت جنايات مزدوران ادامه داد.
تولد: 1362
شهادت: نوزدهم فروردين 1390
شرايط خفقان در ايران خانواده آسيه را ناگزير از ترك ايران كرده بود و آسيه هيچوقت ايران را كه به آن همواره عشق مي ورزيد نديد.
آسيه رخشاني به رغم داشتن يك زندگي مرفه در آمريكا هرگز از فكر مردم محروم ايران و جوانان هم سن و سالش باز نماند. او در سال 1377 عزم پيوستن به مقاومت را كرد و به اشرف آمد.
آسيه از اهالي خون گرم سيستان و بلوچستان بود. با اينكه هرگز آنجا را نديده بود اما سرشار از عشقي عميق به خلق اش بود همواره اخبار قيام مردم را دنبال مي كرد. مردم را قدرت لايزالي مي دانست كه وقتي اراده كنند و توسط پيشتاز هدايت شوند هيچ نيرويي نمي تواند در برابرش بايستد.
اشرف براي آسيه نه يك زمين بلكه يك آرمان بود. آسيه با اينكه مي دانست مزدوران پليد خامنه اي - مالكي خيلي نسبت به فيلمبرداران كينه دارند و يكي از اولين اهداف سلاحهاي خون ريزشان فيلمبرداران هستند با اين حال دلاورانه از صحنه هاي حماسه 19 فروردين فيلمبرداري مي كرد. دوربين او همواره تا آخرين تپشهاي قلبش همچنان به ثبت جنايات مزدوران و رشادتهاي مجاهدان ادامه داد.
در آخرين ثانيه هاي حيات پرافتخارش وقتي يكي از دوستانش فرياد مي زند ” آسيه نشونت كردن ” او حواسش به ديگران بود و فرياد مي زند بخوابين روي زمين و همچنان به ثبت صحنه ها ادامه مي داد.
آخرين جملات آسيه در تعهد نامه اش:
هيهات منا الذله. من مجاهد مي مانم و مجاهد مي ميرم و هيچ حرف ديگري بر سر اين موضوع ندارم. جسد من يا در اشرف خاك خواهد شد يا در مسير آزادي وطنم ايران و با در خاوران كنار مجاهدان قتل عام شده
 
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم

گفتگوباجمعي ازجوانان اشرف نشان در برنامه مهر اشرفي

  
گفتگوباجمعي ازجوانان اشرف نشان در
برنامه مهر اشرفي
از شهر اشرف به مناسبت هفته سيمرغ
گفتگوي صميمي با جوانان اشرف نشان حاميان اشرف درشهر ژنو 
گفتگوي صميمي با پويا ,بابك, مسعود,مهرداد , محمد و احمد
جواناني كه از داخل ايران به مجاهدين پيوسته اند و  171 روزدر تحصن هستند جواناني  كه در سرما و گرما خواستار حفاظت اشرف هستند, در اين گفتگو اين جوانان از پروسه خود زماني كه در ايران بوده اند و از انگيزه هواداري  خود از سازمان مجاهدين  صحبت ميكنند .

پاسخ هيلاري كلينتون دراستماع كنگره درباره كمپ اشرف

  
هيلاري كلينتون وزيرخارجه آمريكا درجلسه استماع كنگره گفت كه من شخصا بسيار متمركز هستم كه ازسلامت ساكنان كمپ  حفاظت كنيم و خشونت در 8 آوريل را محكوم مي كنيم ما حفاظت براي آنان ارائه مي كنيم و بر كميسيارياي  عالي پناهندگان  اعمال فشار كرديم كه حضور بيشتري داشته باشد 
كنگره آمريكا  استماع هيلاري كلينتون دركميته خارجي كنگره

سوال نمايندگان ازهيلاري كلينتون درباره مجاهدين واشرف

  
شما گفتيد كه تمام توانتان را براي اشرف بكار مي گيريد الان 500 روز است كه دادگاه حكم كرده كه اين نامگذاري تروريستي را بررسي كنيد واين زمان زيادي است بايد مطمئن شويم كه كشتار ديگري انجام نمي شود
كنگره آمريكا  استماع هيلاري كلينتون دركميته خارجي كنگره

رئيس كميته امنيت كنگره:رد كردن خط قرمزتوسط رژيم ايران

  
پيتر كينگ رئيس كميته امنيت داخلي كنگره آمريكا : طرح ترور سفيرعربستان در واشنگتن يك عمل جنگي عليه آمريكا محسوب مي شود و اين اقدام معادله را تغيير مي دهد ووارد مدار جديدي مي كند
جلسه استماع زير كميته هاي تحقيقات و ضد تروريسم و اطلاعات از كميته امنيت داخلي مجلس نمايندگان كنگره آمريكا درباره طرح ترور توسط رژيم ايران درخاك ايالات متحده

نوري مالكي نيات شوم خود عليه اشرف را بر ملا مي كند

 
اشغال اشرف -اطلاعيه  دبيرخانه شوراي ملي مقاومت شماره 5
همزمان با خروج نيروهاي آمريكايي از خاك عراق مالكي سرانجام نيت شوم خود را بر ملا كرد و مريم رجوي فراخوان به شوراي امنيت و ناظران ملل متحد داد

سفرخامنه اي به كرمانشاه كه عظما را له و لورده كردند

نظريه پردازي علماي ولايت ازتكنولوژي روزدنيا

  
همه دستورالعمل هاي عظما كه براي باصطلاح علماي دين مي پيچه همه مو به   مو اجرا ميشه وحالا اين هم نظريه پردازي يكي از متخصصين دين و ولايت در باب تكنولوژي روز دنيا

كلكسيوني ازبسيجيهاي سانديسي درسفرخامنه اي به كرمانشاه

  
خبر تو خبر ،خبرداره براتون از پايان عبرت آموز قذافي در روز آخر نه لباس فاخري براش مونده ونه كتاب سبز
وقتي مردم ليبي در شور وشادي بودند بيت عظما همه براي سرنوشت عظما زانوي غم بغل گرفته بودند

محموددرويش شاعروزبان بعض فروخورده خلق فلسطين

  
محموددرويش شاعروزبان بغض فروخورده خلق فلسطين
نقش كلمات چيست ؟ چگونه واژه ها نقش خود را در بالا بردن ارزشها و پيشبرد
يك انقلاب ايفا مي كنند ؟ محمود درويش بعد از آوارگي ها به لبنان رفت و بعد به فلسطين برگشت شاعر رنج كشيده فلسطيني درمقوله شعر به مدارهاي بالا دست پيدا كرد ودردنياي انساني هم دردي جز درد خلق فلسطين نداشت

موسیقی راک در افغانستان

به افغانستان می‌رویم نه برای دیدن صحنه‌های انفجار و ترور، بلکه برای دیدن موسیقی راک
گزارشی از یورو نیوز:
پس از30سال موسیقی راک دوباره به افغانستان بازگشته است. حدود پانصد نفر از جوانان هوادار این موسیقی در کنسرتی که چند گروه استرالیایی، ازبک، قزاق و افغان در کابل برگزار شد شرکت کردند. برای احترام به سنن مذهبی افغانستان این کنسرت بدون سرو نوشیدنیهای الکلی و البته با تدابیر شدید امنیتی برگزار شد.
یک جوان افغانی به‌نام احمد شاه که برای شرکت در این کنسرت از قندهار به کابل آمده می‌گوید: «من مدتهاست که کنسرت ندیدم چون در قندهار جنگ است برای همین هم بود که برای دیدن این کنسرت به کابل آمدم».
این کنسرت در کشوری که سالها موسیقی در آن ممنوع بوده و خواننده‌ها هدف حملات بوده‌اند اهمیتی نمادین دارد.

Friday, 28 October 2011

صبا صداي دل انگيز مهر فردا بود

صبا هفت برادران
تولد: 1361 تهران
شهادت: بيست و يكم فروردين 1390
 
صبا وزيد و وزان شد به كوچه هاي وطن, به شهر دل و جان و روح هم ميهن, پيام خواند كه ايران با بهار در راه است پيام داد به شاخه, به گل, به دشت و دمن و سرود خواند كه هر گوشه گوشه ات اي خاك را عزم نسل بهاران, شود دمان چو چمن
از كودكي با در و ديوار زندان آشنا شد, با صداي شكنجه ...
آخر صبا در سال 1361 در زندان اوين متولد شد. به جاي لالايي روح نواز مادر با صداي ضجه و ناله به خواب مي رفت و با نعره دژخيم از خواب برمي خاست.
مادرش در اسفند سال 60 دستگير شده بود. صبا سالها پدرش را كه او نيز در زندان خميني بود نديد. دژخيمان خميني شير خشك كودكان شيرخواره را ابزار شكنجه كرده بودند تا مادر را از پاي درآورند, از همين رو غذاي صبا در دوران شيرخوارگي روزي چند جرعه قندآب بود.
در سال 62 صبا كه يك و نيم ساله بود با مادرش از زندان بيرون آمد اما آثار محروميت هاي غذايي و عدم رسيدگي پزشكي در زندان تا لحظه شهادتش با او بود. سرانجام صبا با پدر و مادرش از ايران خارج شدند.
به هنگام وقوع جنگ خليج در عراق او را به آلمان فرستادند تا از بمبارانهاي منطقه دور باشد.
صبا در آلمان زندگي راحتي داشت اما گويي همان صداي شكنجه كه در زندان به گوشش طنين انداخته بود در طول زندگيش همواره ادامه يافت و آنجا حتي از فرسنگها دور از ميهنش نير به گوش مي رسيد. بله اين بار او صداي شكنجه تمام هموطنانش توسط رژيم ولايت فقيه را مي شنيد. صداي كودكان خياباني, صداي زنان محروم كه خود را مي سوزاندند, صداي كارگران بيكار و ...
اما صبا تصميم گرفت و به قرارگاههاي نبرد برگشت و در روز نوزدهم فروردين براي اشرف و ايران ايستاد و به خون خود غلطيد و به همه پسران و دختران ايران پيام داد كه با دست خالي هم مي توان ايستاد و جنگيد.
او در آخرين لحظات فرياد برآورد: ما تا آخر ايستاده ايم, ما تا آخرش مي ايستيم.
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi

وحشت رژيم آخوندي ازموضعگيري هيلاري ازتغييررژيم ايران

  
مصاحبه با سخنگوي وزارت خارجه ديكتاتوري آخوندي دررابطه با مصاحبه هيلاري كلينتون با صداي آمريكا

مصاحبه هيلاري كليتون باصداي آمريكا-تغييررژيم ايران

  
هيلاري كلينتون وزيرخارجه آمريكا اعلام كرد ما خواهان آزاد شدن ظرفيت هاي مردم ايران هستيم و مي خواهيم تغيير رژيم در ايران را ببينيم ودرباره موقعيت سازمان مجاهدين خلق در ليست وزارت خارجه گفت ارزيابي ما همچنان ادامه دارد اتحاديه اروپا ارزيابي كرد كه شواهدي براي قراردادن مجاهدين در ليست وجود ندارد

پیرمرد یزدی و جدول ضرب

       
پیرمرد یزدی تعریف میکنه که در سال 1318 زمان رضا شاه چجوری جدول ضرب رو تو مدرسه یاد میدادن و مجبور نبوده حفظ کنه. بسیار جالب و آموزنده

تئوريسين هاي ولي فقيه خر پيشش ارشميدسه

يك جوري ميگه كه سيدعلي الان كارتن خوابه و با گاري اينوروانور ميره ولي اگر كسي بدونده اين حرفها فقط مهمات جنگ قدرته توي سر اون باند ديگه نظامه  

     

ترانه رپ مرگ بر اصل ولايت فقيه

جديدترين عكس از جنتي در حال ....

Thursday, 27 October 2011

در ايران فردا از سخنان مريم رجوي

   
حقوق اساسي و شناخته شده مردم در ايران فردا
در ايران فردا حقوق شناخته شده بشر شامل حق آزادي ، حق زندگي و حق امنتي و برابري در برابر قانون براي هر ايراني بايد تامين شود
درايران فردا جميع آزادي هاي فردي به رسميت شناخته ميشود آزادي پوشش ، ازدواج و طلاق ، اشتغال ، رفت و آمد و حق انتخاب محل اقامت وتابعيت و ... ،

Wednesday, 26 October 2011

نصب تراكت درتهران-سالروز انتخاب مريم رجوي

   
هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران در تهران با پخش تراكت در خيابان هاي تهران هفته سيمرغ روز انتخاب مريم رجوي به عنوان رئيس جمهور برگزيده مقاومت را گرامي داشتند

نصب تراكت مريم رجوي در شيراز -گراميداشت سي مهر

   
هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران در استان فارس وشيراز با پخش تراكت در خيابان هاي تهران هفته سيمرغ روز انتخاب مريم رجوي به عنوان رئيس جمهور برگزيده مقاومت را گرامي داشتند

پخش تراكت هاي مريم رجوي در پل كارون اهواز

  
فعاليت جوانان انقلابي درشهر اهواز درگراميداشت روز سي مهر انتخاب مريم رجوي به عنوان رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران دردوران انتقال حاكميت به مردم ايران

نصب تراكت مريم رجوي در شهرقم براي گراميداشت سي مهر

    
جوانان انقلابي در قم وساير شهرها با نصب تراكت مريم رجوي سالروز انتخاب مريم رجوي به عنوان رئيس جمهور برگزيده مقاومت گرامي داشتند

كنفرانس بروكسل:فراخوان مريم رجوي براي حفاظت اشرف-ق1

 
فراخوان مريم رجوي به آمريكا واتحاديه اروپا،ملل متحد براي حفاظت ازاشرف
كنفرانس بروكسل - قسمت اول
سخنراني مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران در پارلمان اروپا در بروكسل دررابطه استقرار فوري تيم ناظر سازمان ملل متحد در اشرف و اقدام فوري براي حفاظت ساكنان اشرف وسياست قاطع در برابر تروريسم رژيم آخوندي
فراخوان پارلمانتر هاي اروپا و شخصيت هاي برجسته سياسي آمريكا كه خواستار لغو ضرب الاجل سركوبگرانه مالكي و استقرار تيم ناظر ملل متحد در اشرف شدند
بروكسل-18 اكتبر 2011

كنفرانس بروكسل:فراخوان مريم رجوي براي حفاظت اشرف-ق-2

درست كردن املت توسط احمدي نژاد


 

احمد نژاد ي در مجمع عمومي دستورالعمل تهيه امت را مطرح كرد كه خيلي ها خوششون نيومد و از جلسه بيرون رفتند

درست كردن املت توسط احمدي نژاد

Tuesday, 18 October 2011

نگاه كنيد چه مظلومانه ....

هان اي هم وطن بخوان سرود ,
از قلب شب به قلة تابان آزادي !
گر رگهامان ز هم گسست
استخوانمان, اگر كه در مسلخ زهم شكست
در مذهب خدا خون جاي خون
گلوله جواب گلوله است !
بگذار تا فرو چكد از چوبه هاي تير
خون ما هر صبح و شام !
ديري نمانده تا كه درآيد به احتضاض
 در دست ما ,پرچم خونين انتقام

اين پتيشن را امضا كنيد و از مبارزيني كه بهاي آزادي را با خون خود دادند حمايت كنيد

http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi

براي امضا, در قسمت چپ پتيشن ساين اين كنيد اطلاعات شما محفوظ باقي مي ماند

ترانه مصور شعله ور

  


با مشت پولاين و با ارتش آزادي ميشه كاخ استبداد را از هم پاشيد

ارنست همينگوي - انسان شكست نمي خورد3

ارنست همينگوي - انسان شكست نمي خورد2

سپاه تروريستي قدس بازوي خامنه اي درخارج4

 
كنفرانس دركلوب ملي مطبوعات در واشنگتن دررابطه با برملا شدن توطئه تروريستي رژيم ايران در آمريكا و نقش خامنه اي و سپاه تروريستي قدس

جنتی و رضا شاه!! عكس


ارنست همينگوي - انسان شكست نمي خورد1


 
وداع با اسلحه كه در حقيقت وداع او با جنگ هاي ناعادلانه و ويراني شهرها و كشتار انسان ها بود انسان براي شكست آفريده نشده ممكن است نابود شود اما شكست نمي خورد اين كلمات قهرمان رمان پيرمرد و دريا به زبان مي آورد او شباهت زيادي به لحاظ جسمي و روحي به خالق رمان دارد يعني ارنست همينگوي

Monday, 17 October 2011

صمد نظري مأمور گشتاپوي وزارت اطلاعات آخوندي در مازندران را بيشتر بشناسيم


صمد نظري، يكي از مأموران ِ اطلاعات ِ آخوندي و آلت فعل دروغپردازي آخوندها عليه اشرف (محل استقرار مجاهدين در عراق) است. وي صحنه چرخان ارگان جاسوسي و سركوبي خانواده ها تحت عنوان «نجاتِ» رژيم در استان مازندران مي باشد. 
مأموريت ديگر اين گماشتة آخوند مصلحي، همراهي و پشتيباني مزدوران اعزامي وزارت اطلاعات آخوندي به عراق، براي زمينه سازيهاي اقدامات تروريستي عليه اشرف مي باشد كه در ارتباط با مأموران شناخته شدة وزارت اطلاعات در هتل منصور  و هتل مهاجر بغداد و در هماهنگي با مركز تروريستي رژيم در بغداد (سفارت)  انجام مي شود و تحت كنترل پاسدار تروريست، حسن دانايي فرد  مي باشد.
يكي ديگر از مأموريت هاي وي، شركت در عمدة شوهاي اطلاعاتي در تلويزيون آخوندهاست تا،  به مدح و ثناي جلاد (ولي فقيه ارتجاع) بپردازد و با لجن پراكني حداكثر در تلويزيون حكومتي، قرباني (ساكنان بيدفاع اشرف) را مقصّر جلوه بدهد! آخرين نمونه اين نوع نمايشات مسخره تحت عنوان «پاياني بر پايان» مي باشد كه در سالگرد عمليات كبير فروغ جاويدان در مرداد ماه امسال شروع شده و كماكان ادامه دارد.
واقعيت اين است كه حماسه پايداري  مجاهدين پاكباز با دست خالي در برابر تهاجم نيروهاي مسلح مالكي كه به دستور ولي فقيه طلسم شكسته و با زرهي و شليك تيربار، از هيچ جنايتي فروگذار نكردند، اين حمله قتل عام را با شكست و رسوايي عالمگيري مواجه ساخت، و جهاني را به تحسين و حمايت از مجاهدين و متقابلا به اعلام انزجار و محكوميت عليه مالكي و پدرخوانده اش خامنه اي واداشت. و بدين ترتيب مجاهدين الـگو و راهنمايي براي مردم و بخصوص جوانان ايراني براي سرنگوني فاشيسم مذهبي شدند.
همين گسترش استقبال  و گرايش جوانان به مجاهدين، خشم و وحشت ولي فقيه طلسم شكسته را برانگيخته تا علاوه بر بسيج كليه ارگانهاي سركوب و جنايت خود عليه مجاهدين واشرف، به يك جنگ رواني كثيف نيز چنگ بزند.
ليست دست اندركاران تهية اين برنامه تلويزيوني كه در انتهاي هر برنامه در تابلوي زير پديدار مي شود، بيانگر ماهيت و اهداف آن است. تركيبي از وزارت اطلاعات تا شعبات پوششي آن و تا ارگانهاي صدور تروريسم كه وحشت آخوندها از مجاهدين و اشرف را 
نشان مي دهد:



” افشاي يك مأمور ” در استان مازندران ايرج صالحي مأمور وزارت اطلاعات آخوندي


ايرج صالحي عامل خود فروخته وزارت اطلاعات، ازمهره هاي اصلي سركوب و فشار برخانواده هاي مجاهدين دراستان مازندران ميباشد. كه به عنوان «وردستِ» صمد نظري به عنوان يك تيم سركوبگر، مجري خطِ دژخيمان اطلاعاتي مي‌باشند. وي با شركت در نمايشها و خيمهشب بازيهاي مختلف كه توسط شعبات پوششي وزارت اطلاعات  موسوم به هابيليان  و نجات رژيم در استانهاي خراسان، اصفهان و مازندران برگزار مي گردد، به انجام وظايف محوله عليه مجاهدين و ساكنان اشرف (محل استقرار نيروهاي مجاهدين در عراق) مي پردازد. تعريف و تمجيد از جنايتكارترين ديكتاتوري تاريخ و بازگو كردن خوابها و آرزوهاي ولي فقيه ارتجاع براي از بين بردن تشكيلات مجاهدين از وظايف اوست. 

مامور وزارت اطلاع « ايرج صالحي » درماموريت برون مرزي دراطراف شهراشرف

همچنين وزارت اطلاعات در هماهنگي با نيروي تروريستي قدس و زير نظر مركز تروريستي رژيم در بغداد، سيرك رسوا و شكست خوردة خامنه اي مالكي را سوخت رساني و پشتيباني، برنامه ريزي و هدايت مي كند و در هماهنگي با جوخه هاي مرگ مالكي، جهت پيشبرد هدف اصلي رژيم ملاها كه همانا  از بين بردن ساكنان اشرف است، مزدوران و مأموران خود را به عراق اعزام مي كند. يكي از اين افراد ايرج صالحي است كه به اطراف اشرف اعزام گرديد.
اما آنچه آخوندها را وحشت بيسابقه فرو برده است، گرايش و استقبال هموطنانمان و بخصوص جوانان در داخل كشور است. از اين روي، رژيم آخوندي در كابوس سرنگوني، در داخل كشور هر دژخيم و شكنجه‌گر يا مزدور ونفوذي سوخته و بلامصرف را به صحنه شوهاي اطلاعاتي در تلويزيون مي‌آورد. آنها هم  دشنامها و افترائات و جعليات هزاربار مصرف شده عليه مجاهدين را در راديو تلويزيون آخوندي از دهانهايشان بيرون مي‌ريزند. مطبوعات وراديو تلويزيون حكومتي دراين ايام سريالها وبرنامه‌هاي متعددي را عليه مجاهدين سرهم بندي وپخش مي‌كنند تا شايد بتوانند از امواج استقبال اجتماعي و بخصوص جوانان، از مجاهدين و اشرف به عنوان الگو و شاخصي براي ايستادگي در مقابل آخوندها كم كنند. يكي از اين برنامه ها تحت عنوان «پاياني بر پايان» است كه ايرج صالحي عروسك خيمه شب بازي آن است. 

Sunday, 16 October 2011

من نسترن , 24 ساله هستم از دانشگاه آزاد مركز


من نسترن , 24 ساله هستم  از دانشگاه  آزاد مركز
دو سال بود كه تازه  به اشرف آمده بودم براي آزادي وطنم مي جنگيدم
اما سلاح هاي ما را گرفتند ولي ما با تن هاي بي سپر در برابر گلوله هايشان ايستاديم
قلب من آماج گلوله ها قرار گرفت , هر چند كه جانم را گرفتند اما آرمانم براي آزادي همچنان باقي خواهد ماند ..........


برخيز هم وطن كه زمان نبرد ماست !
افكنده است ظلم, سايه به هر شهر و هر ديار
ما نقشة سپيده دمان را كشيده ايم
خيزيد تا به ره بشتابيم كوه وار!

با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
براي امضا ,در قسمت چپ پتيشن
sign inكنيد
 اطلاعات شما محفوظ باقي مي ماند

باز دوباره گر ميگيره رزمگاه پلي تكنيك

كاريكاتور ازاختلاس سه هزارميلياردي بانك هاي رژيم

قصرهاي سران رژيم آخوندي وكپرنشينهاي كهنوج

استمرار اعتراضات دانشجويان پلي تكنيك

تلاش باند فاشيستي موتلفه براي شكست اعتصاب بازاريان

برنامه هاي ويژه ورزشي جام سيمرغ

مرضيه ميخواند:اي قهرمانان تافتح تهران برپابه پيش

جنگ باندهاي رژيم آخوندي وروشدن اختلاسهاي ميلياردي

رسوايي ديكتاتوري آخوندي ازپشتيباني بشاراسدجنايتكار

تحريم عليه ديكتاتوري آخوندي هرچه گسترده ترميشود

واكنش رژيم آخوندي ازتحريم 29تن ازخبيث ترين جنايتكاران

طرح تروريستي سپاه قدس باكارتلهاي موادمخدرمكزيك

Friday, 14 October 2011

مصاحبه ايناس اندوكالي زنداني سياسي اززنان فعال ليبي

زنان سوريه باسرسختي درمقابل گلوله وتانك ايستاده اند

کاریکاتور: سيد علي خبر داري كه وارد چه بازي خطرناكي شدي!؟

سيد علي خبر داري كه وارد چه بازي خطرناكي شدي!؟

آهنگ رپ مرگ بر ديكتاتور

مرضیه، نگاهی کوتاه به یک زندگی جاودانه


مرضیه در سال 1303 در خیابان عین‌الدوله  تهران متولد شد. پدر، مردی فاضل و روحانی و مادر از خانواده‌یی کاملاًً اهل هنر بود که در بینشان مجسمه‌ساز، نقاش، مینیاتورساز، موسیقیدان و آوازخوان فراوان بودند. مشوق اصلی او در کار هنری، مادرش بود.
اشرف السادات مرتضایی با نام بلند آوازه ”مرضیه“، از 19سالگی فعالیت هنری خود را آغاز کرد. او موسیقی و آوازخوانی را نزد اساتیدی چون ابوالحسن خان صبا، مرتضی محجوبی، حشمت دفتر، ‌اسماعیل مهرتاش، ‌عبدالله‌خان دوامی و رکن‌الدین مختاری فراگرفت.
اولین کنسرت او به همت شاعر و رجل نامی، ملک الشعرای بهار اجرا گردید.
مرضیه در سال 1322، یعنی نزدیک به 3سال پس از شروع کار رادیو ایران، به این رادیو راه یافت و جزء اولین هنرمندانی شد که در رادیو برنامه اجرا کرد.
روزی که اولین برنامه او از رادیوپخش شد، صدایی صاف، شفاف و دلنشین در ایران طنین‌انداز شد که می‌رفت تا برای نزد‌یک به هفت دهه خاطرات تلخ و شیرین سه نسل را در یک سرزمین پهناور به نوعی با خود عجین و همراه کند و قلبها را به تسخیر خود در بیاورد.
مرضیه بانوی هنر ایران در زمینه هنری با شناخت شعر و موسیقی و تلفیق ماهرانه آنها با هم به جایگاه ارزشمندی دست یافت. او با کسب فیض از بزرگترین استادان شعر و موسیقی به آن درجه از مهارت، تکنیک، شناخت و احساس رسیده بود که آهنگسازان و ترانه‌سرایان بر سر این‌که مرضیه آثار آنها را اجرا کند، ‌با یکدیگر به رقابت می‌پرداختند و آن‌را از بزرگترین افتخارات هنری خود به‌شمار می‌آوردند.
از اولین کارهای هنری مرضیه، شرکت در ارزشمندترین برنامه موسیقی رادیو ایران ـ گلهای رنگارنگ بود.
تسلط اعجاب‌آورش در فن تلفیق شعر و موسیقی، و کوله‌باری با بیش از دو هزار ترانه و آواز ‌او را تا مرزهای رازآلود یک چهره اسطوره‌یی جاودانه می‌کند.
اما، چیزی که فراتر از ارزشهای هنری مرضیه، می‌درخشد، شخصیت انسانی بزرگ زنی برجسته، و میهن‌پرستی شجاع است که وی را به‌عنوان بانوی هنر ایران منحصربه‌فرد می‌کند.
مرضیه، در پس همه‌ویژگیهای هنریش، همواره به‌عنوان دوست‌داشتنی‌ترین هنرمند خواننده، تا اعماق قلبهای دوستدارانش نفوذ کرده بود. از همین رو جامعه ایران، همواره او را، به‌عنوان یکی از شاخصهای ارزشمند فرهنگیش، مورد احترام و ستایش قرار داده است.
مرضیه پس از صعود به بالاترین قله آواز ایران، در حاکمیت ننگین آخوندها سکوت اختیار کرد و صدای همیشه پرغوغا و پرتوانش را برای 15سال در سینه پنهان ساخت. اما نه. او تصمیم به سکوت نداشت. سکوت 15ساله مرضیه، آرامش قبل از تو‌فان بود. توفان عشق و شوق آزادی ایران عزیز که در وجود او خروشان بود، بزرگترین و درخشان‌ترین و آخرین صفحه حیات زندگی او را رقم زد.
روز 26مرداد سال 1373 مرضیه که چند هفته پیش از آن ایران را ترک کرده بود با رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران دیدار کرد و حضور خود را درکنار مقاومت ایران اعلام داشت.
از این تاریخ تا هنگامی که صدای او برای همیشه به جاودانگی پیوست، کارنامه زندگی او مجموعه‌یی ارزشمند از تلفیقی است که مرضیه را نه تنها در تاریخ هنر ایران، بلکه به جرات می‌توان گفت در تاریخ هنر ملتهای معاصر، پدیده‌یی منحصربه‌فرد و کم نظیر می‌کند. تلفیقی از هنر و مبارزه برای آزادی. او تمامی هنر خود را در مسیر مقاومت پرشکوه ملتش در مقابل سیاه‌ترین دیکتاتوری تاریخ معاصر قرار داد. حضور او برای سالیان در کنار رزمندگان ارتش آزادی، کنسرتهای متعدد او در بین هموطنانمان در کشورهای مختلف جهان، فعالیتهای سیاسی و دیدارهای او با شخصیتهای برجسته سیاسی، همه و همه پشتوانه‌یی شد برای ملت ایران در مسیر رسیدن به آزادی.
آری. مرضیه، آفتاب سرکش موسیقی ایران هرگز غروب نخواهد کرد و صدای او که برای آزادی می‌خواند، برای همیشه در کوهها و دشتهای ایران، و دلها و ضمیر آحاد این ملت کبیر، جاودانه طنین ایران و آزادی آن خواهد بود.

Thursday, 13 October 2011

از مبارزان آزادي كه بهاي آزادي را با خون خود مي دهند حمايت كنيم

هان اي هم وطن بخوان سرود ,
از قلب شب به قلة تابان آزادي !
گر رگهامان ز هم گسست
استخوانمان, اگر كه در مسلخ زهم شكست
در مذهب خدا خون جاي خون
گلوله جواب گلوله است !
بگذار تا فرو چكد از چوبه هاي تير
خون ما هر صبح و شام !
ديري نمانده تا كه درآيد به احتضاض
 در دست ما ,پرچم خونين انتقام

اين پتيشن را امضا كنيد و از مبارزيني كه بهاي آزادي را با خون خود دادند حمايت كنيد
http://www.petitionbuzz.com/petitions/delistpmoi
براي امضا, تنها لايك كافي نيست
در قسمت چپ پتيشن sign in كنيد اطلاعات شما محفوظ باقي مي ماند

ترانه طنز,ميكني ولايت يا بزچروني,بخنديد دلتون شاد

طنز تفكيك جنسيتي دانشگاهها

خانم رجوی: طرح ترور سفیر سعودی در آمریکا مرحله جدیدی از صدور تروریسم رژیم آخوندی است

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، طرح نیروی تروریستی قدس رژیم ایران، برای ترور سفیر عربستان سعودی و انفجار سفارتهای خارجی در آمریکا را مرحله جدیدی از صدور تروریسم و اعلان جنگ آشکار علیه معاهدات بین‌المللی و جامعه جهانی توصیف کرد.
وی گفت: این طرح جنایتکارانه که دستور آن از سوی خامنه‌ای صادر شده است، مبین اضطرار و سرآسیمگی رژیم در مرحله پایانی آن است. وی در سخنرانی روز 9مهر خود کشورهای منطقه را به شلیک موشک تهدید کرده بود. رژیم در محاصره وضعیت انفجاری جامعه و قیامهای منطقه و در هراس از چشم‌انداز سقوط دیکتاتور سوریه راهی جز روی آوردن به حربه همیشگی خود یعنی تروریسم نیافته است.
از این پیشتر، یک تئوریسین رژیم آخوندها به نام ازغدی، از نزدیکان خامنه‌ای، در ماه رمضان (اوت۲۰۱۱) در اجتماع گروهی از تروریستهای رژیم زیر عنوان رزمندگان دفاع مقدس به‌طور علنی اعلام کرده بود «همان طور که قبلاً تیپهای عملیاتی به محورهای غرب و جنوب می‌رفت، امروز باید نیروها آماده بشوند که به شمال آفریقا شرق آسیا و قلب اروپا بروند. باید آماده عملیاتی جهانی بشویم... بچه‌های ما در پنج قاره عالم دیگر حضور دارند و دارند همه جا علیه استکبار می‌جنگند... . باید یک جهاد بین‌المللی را دامن زد از هیچ‌کس هم نباید ترسید».
خانم رجوی یادآوری کرد: رژیم آخوندی، در همان حال که در خفا در حال پیشبرد انفجارها و جنایتهای تروریستی است، برای رد گم کردن از زبان رئیس‌جمهورش فاجعه 11سپتامبر ۲۰۰۱ را به گردن خود آمریکا می‌اندازد. هم‌چنان که مجاهدین را به‌عملیات تروریستی در کربلا متهم می‌کند و مدارک جعلی آن را به خورد وزارت‌خارجه آمریکا می‌دهد تا نامگذاری بی‌اعتبار و نامشروع علیه مجاهدین را حفظ کند. 10سال پیش نیز، در حالی که ادعا می‌کرد مجاهدین سلاحهای کشتار جمعی موهوم عراق را پنهان کرده‌اند، در حال پیشبرد پروژه سری ساخت سلاح اتمی بود که مقاومت ایران جهان را نسبت به آن آگاه کرد.
خانم رجوی خاطرنشان کرد: تدارک یک تهاجم تروریستی در واشنگتن مبین این حقیقت اساسی است که سیاست تعامل و امتیاز دادن به رژیم یا هر تلاشی برای رام کردن آن، فقط مار در آستین پروراندن است. هم‌چنان که برچسب تروریستی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران و از این طریق مشارکت در سرکوب مقاومت ایران برای نزدیک شدن به دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم بر ایران، بزرگترین انحراف از مبارزه با تروریسم بوده و باعث جریتر شدن این رژیم در صدور تروریسم و بنیادگرایی دینی شده است.
وی افزود: تنها سیاست صحیح در مقابل این رژیم نشان‌دادن قاطعیت است. سیاست غرب، که تاکنون راه باز کردن برای این رژیم و مشارکت در سرکوب مقاومت ایران بوده است، باید به کلی تغییر کند. تا این رژیم بر سر کار است از صدور تروریسم و بنیادگرایی دست برنخواهد داشت. تنها راه مقابله با این رژیم اعمال یک سیاست قاطعانه، از جمله تحریم نفتی، ارجاع پرونده تروریسم و نقض حقوق‌بشر آن به شورای امنیت، و به‌رسمیت شناختن حق مردم و مقاومت ایران برای تغییر این رژیم است.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
20مهر ۱۳۹۰ (12اکتبر۲۰۱۱)

اعتصاب كارگران پتروشيمي، واعتراض مردم شهر ري

كمبودامكانات روستاهاوپيوستن به لشگربيكاران درشهرها

نفس رودخانه كارون درنظام آخوندي به شمارش افتاده

دروغ هاي شاخدار احمدي نژاد درزمينه ايجاد اشتغال

حرف روز:حرف واقعي همينه براي آزادي بايدهزينه پرداخت

جرم پيمان عارف تن ندادن به استبدادوفريادكردن آزادي

سفري درتاريخ انديشه بشر-جهان چگونه بوجود آمده ؟ق.1-3

سفري درتاريخ انديشه بشر-جهان چگونه بوجود آمده ؟ق.1-2

سفري درتاريخ انديشه بشر-جهان چگونه بوجود آمده ؟ق.1

پيام دكتر بزن بهادر به استراتژيستهاي كشورهاي عربي

هفته نيروي انتظامي وترس ازگسترش اعتراضات اجتماعي

خشك شدن باغات انگور نتيجه شرايط سخت وام كشاورزي

سرپوش گذاشتن خامنه اي به اختلاس سه هزار ميلياردي

وحشت ديكتاتوري آخوندي ازتشييع جنازه دانشجو آمنه زنگنه

Tuesday, 11 October 2011

رژیم ایران در توطئه کشف شده ترور سفیر عربستان سعودی دست داشته است

اریک هولدر، وزیر دادگستری ایالات متحده، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رئیس اف.بی.آی آمریکا اعلام کرد  که یک ایرانی آمریکایی به اتهام تلاش برای ترور عادل الجبیر، سفیر عربستان سعودی در واشنگتن، دستگیر شده است. وی گفت عواملی در حکومت ایران به ویژه مقامهای ارشد نیروی قدس سپاه در این ماجرا دست داشتند
نام متهم منصور ارباب سیار، ۵۶ ساله، اعلام شده که به گفته آقای هولدر، با نیروی قدس سپاه پاسداران در ارتباط بوده است.
مقامهای آمریکایی در این رابطه علیه یک نفر دیگر به نام غلام شکوری نیز کیفرخواست صادر کرده‌اند که در ایران زندگی می‌کند.
اریک هولدر گفت آمریکا در این رابطه ایران را مسئول می‌داند و تا ساعتهایی دیگر تدابیری از سوی مقامهای آمریکایی اعلام خواهد شد.
آمریکا می‌گوید که منصور ارباب سیار در مکزیک با فردی که گمان می‌کرد یکی از اعضای کارتل زتاس است تماس گرفته و وعده پرداخت یک و نیم میلیون دلار برای اجرای این طرح ترور را داده بود.
به گفته وزیر دادگستری آمریکا، متهم برنامه ترور سفیر عربستان سعودی در یک بمب‌گذاری و سپس بمب‌گذاری در سفارتهای اسراییل و عربستان سعودی را دنبال می‌کرد.
بنا بر کیفرخواست صادر شده، غلام شکوری حدود ۱۰۰ هزار دلار به‌عنوان ”پیش پرداخت“ ارسال کرده بود.
آمریکا می‌گوید که عملیات پلیس فدرال (اف بی‌آی) در ماه مه آغاز شد و مأموران مخفی اف بی‌آی دو بار در شهر مرزی رینوسا در مکزیک با متهم اصلی دیدار کرده بودند.
به گفته مقامهای آمریکایی، منصور ارباب سیار در روز ۲۸ سپتامبر از راه آلمان ایران را به قصد مکزیک ترک کرد اما از ورود وی به مکزیک جلوگیری و به آمریکا فرستاده و در نیویورک دستگیر شد.
اریک هولدر گفت که آمریکا درباره این ماجرا به تمام کشورهای دوست و متحد خود اطلاع‌رسانی خواهد کرد.

انعكاس رسانه ها از تعيين سفير ويژه براي اشرف

شوراي ملي مقاومت:تلاش آخوندها دردستيابي به بمب اتمي

sekteh part 10 Anti parazit طنز سکته 10 آنتی پارازیت

طنز مصاحبه

پاسخ مادر ندا به ياوه هاي پاسدار احمدي نژاد

موسي دامني ازمجاهدان بلوچ -افشاي مزدوران اطراف اشرف

Monday, 10 October 2011

با امضاي خودمانع قتل عام دوباره اشرفيان قهرمان شويم

 






با رداي سرخ آزادي به تن
باز گويم قصه صد انجمن
همچو حلاج بر سر دار عدم
هست گردم, شورشي بر هر چه هست
”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران”امضا كنيد
براي امضا, تنها لايك كافي نيست
در قسمت چپ پتيشن sign in كنيد اطلاعات شما محفوظ باقي مي ماند
اگر از طريق پيج نتوانستيد وارد شويد از طريق سايت آن وارد شويد

روزجهاني كودك-سرگذشت دوكودك عراقي قرباني خشونت2

افشاگري شريف نجاريان درمورد مزدوران اطراف اشرف

فيلم طلا و مس تصوير واقع گرايانه از يك طلبه ولايت مدار

زنان برنده جايزه صلح نوبل2011 -3

افشاگري دانشجويان پلي تكنيك درمورددرگدشت آمنه زنگنه

تظاهرات براي حذف مجاهدين ازليست30مهرمقابل كاخ سفيد

اراده بازاريان برادامه اعتصاب درشصت وهشتمين روز

مهرگان و آرزوهای مردم - جمشید پیمان

در اشاره به پیدایش جشن مهرگان، فردوسی حوادثی را به رشته نظم می‌کشد که همگی در مناسبات زندگی اجتماعی انسان وجود دارند. رویدادهای مورد نظر فردوسی مشخصاً چگونگی روابط مردم و حکومتگران را بیان می‌کند. فردوسی خاستگاه جشن مهرگان را پیروزی مردم در یک مبارزه صرفاً سیاسی و قهرآمیز علیه شرایط ظالمانه حاکم بر جامعه می‌داند که در وجود پادشاهی خود کامه به‌نام ضحاک رخ می‌نماید. وی در تشریح کیفیت دستیابی ضحاک به قدرت، از دو مرحله یاد می‌کند: مرحله نخست نابود کردن مرداس، پدر ضحاک، است. ضحاک برای به‌دست آورد ن قدرت و کسب مقام پادشاهی، پدرش را به توصیه اهریمن، در چاهی که بر سر راه او می‌کند، سرنگون می‌سازد و خود درپی این توطئه بر تخت می‌نشیند:
فـرو مـایه ضحاک بیداد گر بدین چاره بگرفت گاه پدر
به‌سر بر نهاد افسر تازیان بر ایشان ببخشید سود و زیان

ضحاک اما به آن‌چه که در اثر این توطئه به چنگ آورده است بسنده نمی‌کند. اگر او می‌توانست بر زیاده‌طلبی هایش مهار بزند از آغاز گام در این راه نمی‌نهاد و چان پدر را وثیقه کسب قدرت خود نمی‌کرد. فردوسی به‌ویژه با قرار دادن ضحاک در برابر پدرش به واقعیتی وحشتناک نظر دارد:
دیوانگان قدرت و خودکامگان، در راه آزهای خویش هیچ حرمتی را نگه نمیدارند، هیچ حد و مرزی را نمی‌شناسند و از دست یازیدن به هر جنایتی پروایی ندارند. از جباران پایان ندارد و زیاده خواهی آنان در یک نقطه متوقف نمی‌شود. گام بعدی آنان پس از تسلط بر یک سرزمین، دست اندازی به سرزمینهای دیگر است. توسعه طلبی مرحله دوم گسترش قدرت ضحاک به‌شمار می‌رود.
در ایران پادشاهی جمشید فرجامی تباه دارد. سیه روزیهای جمشید و شوربختیهای مردم، آن‌گونه که فردوسی می‌گوید، نتایج ناسپاسی ها، روی برتافتن از آئین مردمی، خودبزرگ بینی و خود محوری اوست:
از آن پس برآمد از ایران خروش پدید آمد از هر سویی جنگ و جوش
سیه گشت رخشنده روز سپید گسستند پیوند با جمّ شید
بر او تیره شد فرّه ایزدی به کژّی گرایید و نابخردی

از خود نومید شدن، اعتماد به‌نفس را از دست دادن، دچار خطای باصره گشتن و به‌جای روی آوردن به خویشتن و خویشان و از مایه‌ی خود پرداختن، چشم به بیرون دوختن و از بیگانه چاره جستن و فریب ظاهر را خوردن، اسیر نیرنگ شدن و از اندیشیدن بر عاقبت کار باز ماندن چه نتیجه‌یی ببار می‌آورد؟ مردم ایران برای نجات خویش از سلطه‌ی جمشید، به ضحاک روی می‌آورند. ضحاک مردی خود خواه و جاه‌طلب است. رفتاری را که با پدرش داشت، نشان‌دهنده‌ی ژرفای قدرت طلبی و برتری جویی اوست. او مال پرست، دنیا دوست و شکمباره است. برای ارضای آزها و برآوردن خواستهایش، هر بهایی را، البته از کیسه‌ی دیگران، می‌پردازد. برآمدن دو مار از شانه‌های ضحاک، آز سیری ناپذیرش را عیان می‌سازد. او برای مهار مردم از شیوه‌ی کاربرد کیک و تازیانه سود می‌جوید. کاری که همه‌ی دیکتاتورهای تاریخ کرده‌اند و می‌کنند.
اهریمن با حیله گری هایش، با توطئه چینیهایش و با جادوهایش، نماد آن گروه از انسانها یی است که با دیکتاتور یک مجموعه هماهنگ را در برابر کل جامعه پدید می‌آورند. مستبدان و ستمگران هرگاه مورد خشم مردم قرار گرفتند یا از مرکب قدرت فرو افتادند، گناه همه‌ی تبهکاریهای خویش را بر عهده‌ی شیطان و اهریمن گذاشتند. امروز نیز دیکتاتورهای نوین هنگامی که در تنگنا می‌افتند و راههای فرار را بسته می‌یابند، به همین شیوه متوسل می‌شوند. بسیار دیده و شنیده‌ایم که اینگونه دیکتاتورهای قدرت باخته، خود را بی‌گناه و هیچ کاره خوانده‌اند و همه‌ی تقصیرها را بگردن اطرافیانشان انداخته‌اند و یا متوجه سیستمی کرده‌اند که خود سازنده و گرداننده‌اش بوده‌اند. ایرانیان بریده از جمشید برای رهایی خویش و باز یافتن روزهای بهی، روی به چنین شخصیتی می‌آورند:
یکایک برآمد از ایران سپاه سوی تازیان برگرفتند راه
شنودند آن جا یکی مهتر است پر از هول شاه اژدها پیکر است
سواران ایران همه شاه جوی نهاد ند یکسر به ضحاک روی

این خطا را ایرانیان زمانی دریافتند که نتایج شوم سلطه‌ی ضحاک زندگانیشان را سراسر تباه کرده بود و مجبور شده بودند به‌خاطر آن بهای گزافی بپردازند. هیچ کس نتوانسته است مانند فردوسی نتیجه‌ی حیرت انگیز و اندوهبار تسلط ضحاک بر ایران را شرح دهد:
چو ضحاک بر تخت شد شهریار بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز برآمد بر این روزگاری د را ز
نهان گشت آئین فرزانگا ن پراکنده شد کا م ا یرانیا ن
هنر خوار شد جادویی ارجمند نها ن راستی، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز زنیکی نبودی سخن جز به راز

ضحاک گرفتار مارهای حرص و آز و افزون خواهی بود، مارهایی که بر شانه‌هایش روئیده بودند و از وی مغز سر جوانان را طلب می‌کردند. فردوسی توضیح می‌دهد که مارها از بوسه گاه اهریمن سر برآوردند. و می‌افزاید هرچه آنان را می‌بریدند باز هم می‌روئیدند و از فراز شانه‌های ضحاک سر می‌کشیدند و مغز جوان می‌طلبیدند. هیچ چیز جز مغز سر جوانان، آنان را برای مدتی کوتاه آرام نمی‌ساخت. اهریمن و سیستم اهریمنی چاره را در کشتن جوانان و خوراندن مغز ایشان به مارها دانسته بود:
بجز مغز مردم مده‌شان خورش مگر خو د بمیر ند ا ز ین پرورش
نگر نره دیو اندر آن جست و جو چه جست و چه دید اندرینگفتگو
مگر تا یکی چاره سا زد نها ن که پر دخته ماند ز مردم، جهان

فریدون پسر آبتین نماد آرزوهای مردم است. مردمی که در تنگنای نومیدی و ترس و در زیر فشار جباریت حاکم، وبا تجربه‌ای دردناک از خطای پیشین خود، برای تغییر اوضاع چاره می‌جویند. فردوسی در تبیین چهره‌ی فریدون، این خواستها و آرزوها را متبلور می‌سازد. فریدون اما نجات دهنده‌ای نیست که از آسمان فرود آید. او هم‌چنین تنها به دفع شرارت نمی‌پردازد. او به‌ویژه بر این امر تأکید دارد که پس از برهم زدن وضع موجود برای بهبود و سامان بخشیدن جامعه، چه برنامه‌ای دارد.
فرزانگانی که به ضحاک تسلیم نشده‌اند و در عداد کارگزاران او در نیامده‌اند و راه چاره با ضحاک را در کنار آمدن با وی نمی‌دانند، به فریدون روی می‌آورند و او را در گستردن آیین نیکی و پاکی و داد و دهش، یاری می‌کنند.
اگر ضحاک بد دل و بد خواه مردم است، فریدون نقطه‌ی مقابل او و نیک اندیش و خیر خواه خلق است. ضحاک اگر برای خاموش ساختن مردم، دستگاه زندان و شکنجه و چو به‌ی دار فراهم می‌کند، فریدون آزادی، صلح و مهر ورزی را آیین خویش می‌سازد. ضحاک و فریدون نشانه‌های پیکار آشتی ناپذیر بدی و نیکی هستند. میان ایندو جایی برای آشتی و همکاری و همزیستی وجود ندارد. هستی یکی لاجرم بمعنای نفی موجودیت دیگری است. مردم ستمدیده چاره‌ی کار را در گزینش فریدون می‌بینند. ضحاک از این امر غافل نیست. او مانند همه‌ی خودکامگان، به‌رغم دستگاه عریض و طویلی که برپا کرده و با وجود خیل چاکران و متملقان و توجیه گرانش، احساس تنهایی و بیکسی می‌کند. هر چه مردم بیشتر ازو روی می‌گردانند بیشتر در پیله‌ی تنهایی خود فرو می‌رود و نسبت به هر کس و هر چه در اطرافش رخ می‌دهد بدبین می‌شود. او زیر چنین شرایطی چه می‌تواند بکند؟ ضحاک که خود بر اساس فریب مردم، بنای ستمگریش را برافراشته است، خوب می‌داند که هر مستبد و دیکتاتوری باید نشان دهد که محبوب مردم است. او می‌خواهد با داشتن تأیید مردم و داشتن رأی موافق آنها، خود را موجه جلوه دهد. ازین رهگذر است که در اوج ستمگری و در حالی که دست و دهانش به خون مردم آغشته است، به جمع‌آوری رأی موافق و تاییدیه می‌پردازد:
مرا در نهانی یکی دشمن است که بر بخردان این سخن روشن است
ندارم همی دشمن خرد خوار بترسم همی ا ز بد ر و ز گا ر
همی زین فزون بایدم لشکری هم از مرد م و هم ز د یو و پری
بباید بر این بو د همداستان که من نا شکیبم ازین دا ستان
یکی محضر اکنون بباید نوشت که جز تخم نیکی، سپهبد نکشت
نگوید سخن جز همه راستی نخواهد به داد ا ند رون کاستی

چاره جوییهای ضحاک بسیار به تلاشها و تقلاهای خودکامگانی شبیه است که ما از آنها در تاریخ بسیار خوانده‌ایم و اغلب خود با چشم خویش دیده‌ایم و تجربه‌شان کرده‌ایم. جبارانی که با وجود جنایتهای بیشمارشان، مردم را وادار می‌کنند مجسمه‌هایشان را در هر میدانی برپا کنند، تصاویرشان را بر در و دیوار بکوبند، همه وقت و همه جا از کارهای خیرخواهانه و بشر دوستانه آنها بگویند و قربانیان خویش را وادارند که نیکی و درستی نداشته‌ی آنها را گواهی کنند و یا در جریان انتخابات دروغین، آرای موافق خود را تقدیمشان کنند.

کاوه مردی از طبقه‌ی فرودست جامعه، در اینجا نماد افراد و گروههای ستمدیده و طغیانگر است. او آهنگریست که درسیستم ضحاکی هستی‌اش را باخته و شاهد قربانی شدن همه‌ی پسرانش بوده است. آخرین و تنها فرزند باقی مانده از هیجده فرزندش، در زندان ضحاک، در انتظار مرگ به‌سر می‌برد. اونیز باید بمیرد تا مارهای شانه‌های ضحاک بمانند. دیگر فرزندان کاوه نیز بدینگونه نابود گشته‌اند. کاوه برای دادخواهی و نجات تنها فرزند باقی مانده‌اش به دربار ضحاک می‌رود. او انباشته از کین و دادخواهیست. روح طغیان زده‌اش دیگر آرامش را برنمی تابد. از این رو دیگر هیچ آداب و ترتیبی نمی‌جوید. دلتنگی هایش بسی فراتر از قوانین و مقررات حاکم بر مناسبات تحمیلی هستند که او در رویارویی با ضحاک باید رعایتشان کند. پس همه‌ی این قاعده‌ها تحمیلی را زیر پا می‌نهد و بر سر ضحاک فریاد می‌کشد. او جنایتهای ضحاک و اطرافیانش را بر می‌شمرد و از وی می‌خواهد که از آخرین فرزندش درگذرد.
ضحاک مکار و ستمگار بوی خطر را نیک استشمام می‌کند. او زمان درازیست که در چنبره‌ی کابوس سقوط و نابودی گرفتار آمده است. او طغیان و خیزش مردم را علیه خودش به‌شدت احساس می‌کند. هم ازینروست که در برابر فریاد توفانی کاوه نمی‌تواند واکنشی جبروتی نشان دهد. نرمش می‌کند و کاوه را به معامله فرا می‌خواند. ضحاک به کاوه می‌گوید فرزندت را رها می‌سازم. اما تو هم دادگری و رافت و مهربانی و نیکدلی مرا گواهی کن:
سپهبد بگفتار او بنگرید شگفت آمدش کان شگفتی بدید
بدو باز دادند فرزند اوی به‌خوبی بجستند پیوند اوی
بفرمود پس کاوه را پادشا که باشد بدان محضر اندر، گوا

اما کاوه برای سر سپردن و تسلیم شدن و باج دادن به ضحاک و نیکی و پاکی نداشته‌ی او را تصدیق کردن، به دربار وی نرفته است. او نیامده است تا از ضحاک آزادی و عطوفت و مهربانی گدایی کند. او ستمدیده‌ایست که قامت حق خواهی برافراشته است. پس واکنشی درخور و شایسته نشان می‌دهد:
چو برخواند کاوه همه محضرش سبک سوی پیران آن کشورش
خروشید کای پایمردان دیو بریده دل از ترس کیهان خدیو
نباشم بدین محضر اندر، گوا نه هرگز براندیشم از پا د شا
خروشید بر جست لرزان زجای بدرید و بسپرد محضر به پای
گرانمایه فرزند او پیش اوی از ایوان برون شد خروشان بکوی

کاوه به میان مردم ستمدیده باز می‌گردد و کار قیام علیه ضحاک را به پیش می‌برد. او از مردم می‌خواهد برای پایان بخشیدن به آن همه نکبت و مذلت، به او بپیوندند و فریدون را که مظهر نیکی و داد است برکشند و به‌جای ضحاک بنشانند.
مردم با فریدون آشنایند و فراز و نشیب زندگیش را می‌شناسند و از خلق و خوی او آگاهی دارند. انتخاب فریدون آگاهانه است. برای این گزینش، تجارب تلخ بسیار و از همه سخت‌تر تجربه‌ی روی آوردن به ضحاک را دارند. با این کیفیت، مردم با پیشتازی کاوه، بسوی فریدون می‌روند و او را به رهبری قیام فرا می‌خوانند. در این راستا مردم ازهر گروه و دسته‌یی، به حمایت از فریدون بر می‌خیزند و همه‌ی توان و امکانات خود را در برابر نیروی ضحاک وارد میدان پیکار می‌کنند:
به هر بام و در مردم شهر بود کسی کش ز جنگ آوری بهر بود
همه د ر هوای فرید ون بد ند که از جور ضحاک پر خون بدند
بشهر اندرون هرکه برنا بدند چو پیران که در جنگ دانا بد ند
سوی لشگر آفریدون شد ند ز نیرنگ ضحاک بیرون شد ند

پیکار فریدون با ضحاک، جنگ نیکی با بدی، با مشارکت مستقیم مردم و از طریق قیام قهرآمیز آنان به پیروزی می‌انجامد. فریدون ضحاک را به بند می‌کشد و در کوه دماوند برای عبرت همگان زندانی می‌کند. و این برای نخستین بار است که یک فاتح دست در خون شکست خورده‌ی تسلیم شده‌اش فرو نمی‌کند.
فریدون در تاریخ سرزمین ما تنها پادشاهی است که مردم او را برگزیده‌اند. وی تا به آخر بر عهد خود برای پرداختن کشور از بدی و ستم وفادار مانده است. فردوسی در سراسر شاهنامه و به‌مناسبتهای گوناگون از بسیاری شاهان و سرداران به نیکی یاد می‌کند. اما ستایش او از فریدون شکوهی برتر دارد:
فریدون ز کاری که کرد ایزدی نخستین، جهان را بشست از بدی
یکی بیشتر بند ضحاک بود که بیدا د گر بود و نا پا ک بود
دو دیگر که کین پدر باز خواست به‌ویژه بر خویشتن کرد راست
سه دیگر که گیتی زنا بخردان بپا لود و بستد ز دست بدان

خالق شاهنامه در آخر کار به جشن‌اشاره می‌کند که فریدون پس از پیروزی بر ضحاک و سامان بخشیدن به کارهای ایران و زدودن پلشتیها و جایگزین کردن داد و نیکی، بر پای میدارد. این جشن خجسته در مهر ماه ترتیب یافته است:
زمانه بی‌اندوه گشت از بدی گرفتند ه ریک ره ا یز دی
دل از داوریها بپرداختند به آیین یکی جشن نو ساختند
می‌روشن و چهره‌ی شاه نو جهان گشت روشن سر ماه نو
بفرمود تا آ تش ا فروختند همه عنبر و زعفران سوختند
کنون یادگار ست ازو ماه مهر بکوش و به رنج هیچ منمای چهر

اینک می‌توان باین پرسش پاسخ داد که در مهرگان، این پرمایه آیین، چه رازی نهفته و از چه روی تا بدین پایه نزد مردم ایران و به‌ویژه نیاکانمان عزیز و گرامی ست.

درباره ریشه‌ها و چگونگی پیدایش مهرگان، هم بر اساس تحقیقات علمی و پژوهش‌های باستان شناسی و هم بر پایه‌ی افسانه‌ها و برداشتهای مذهبی، بسیار گفته شده است. اما این حقیقت را نمی‌توان نادیده گرفت که هم مهرگان و هم بسیاری دیگر از آیینهای باستانی و تاریخی سرزمینمان هرچه از روزگار آغازینشان دورتر شده‌اند، در نزد مردم مفاهیمی تازه‌تر یافته‌اند. مفاهیمی که شاید با واقعیت آغازین بسیار متفاوت هستند. درباره پیدایش و چگونگی تداوم این آیینها، داستانهای بسیار ساخته و پرداخته شده است که اینها نیز شاید مناسبتی هم با علت و انگیزه اصلی ایجاد و برگزاری آنها ندارند. آفریننده‌ی داستان ضحاک و فریدون و راوی قیام کاوه آهنگر و شورش مردم در برابر ضحاک، شاید فقط داستان‌سرای هنرمندی بوده است. شاید هم این داستان مانند بسیاری از قصه ها و افسانه‌ها، مخلوق اندیشه‌ی جمعی مردم باشد. در هر حال هم آفرینندگان داستان و هم فردوسی که به شایستگی آن را به نظم در آورده است، آگاهانه به رازی اشاره داشته‌اند. این راز به‌صورت یک هشدار و یک آرزو بیان شده است. هشدار را در پایان کار ضحاک و آرزو را در چگونگی گزینش فریدون می‌بینیم.

فردوسی در تشریح شخصیت ضحاک، کیفیت دست‌یابی او به قدرت و بیان مراتب ستمگری هایش نسبت به مردم و نیز ترسیم استادانه‌ی فرجام کارش، در حقیقت آئینه‌ای را فراروی همه‌ی شاهان و خودکامگان و ستمگران تاریخ قرار می‌دهد. به سلطان محمود غزنوی و حکام و خلفای عصر خویش و نیز دیگرانی که پس از اینها می‌آیند، به روشنی می‌گوید که در کار ضحاک، به‌ویژه در فرجامش، ژرف بنگرند و از آن بیاموزند. فردوسی به همه‌ی ستمکاران، با هر شکل و شمایلی، هشدار می‌دهد و می‌گوید هر اندازه سفاک و جنایتکار باشند و از هر نیرویی بهره بگیرند، سرانجام در برابر نیروی مردم در می‌مانند. به آنها می‌گوید در این آئینه بنگرید و دریابید که تا چه اندازه به ضحاک ستمگر شباهت دارید. به آنها می‌گوید اگر در سرکوب مردم، در کشتار جوانان و خوردن خون و مغزشان، هم عنان ضحاک باشید و یا از او فراتر روید، سرانجام در برابر نیرویی که از دل مردم می‌جوشد و از خود کاوه‌ی دادخواه و فریدون دادگر را می‌آفریند، از پای خواهید افتاد و در ان هنگام شما هرکه باشید و هر تدبیری که بکار گیرید در برابر این خیزش، نابود خواهید شد.

فردوسی در بیان داستان ضحاک و فریدون، تنها به دادن هشدار بسنده نمی‌کند و شاهکار برتر او نیز در همین است. او در این افسانه‌ی ارجمند یک آرزوی بزرگ را باز می‌تاباند. این‌که فریدون برای نشستن بر جای ضحاک، از آغاز پیکار با وی تا کسب پیروزی چه مراحلی را می‌گذراند و از پس چه آزمونهایی برمی‌آید، حکایت از وسعت دید و شناخت فردوسی از جامعه‌ای دارد که در آن به‌سر می‌برد و از نیکانش به ارث برده است. چگونگی زاده شدن و بالندگی فریدون، توضیح این امر ساده است که برای رسیدن به هر هدفی باید متناسب با آن و در جهت تحققش، خود را ساخت و آمادگی لازم را کسب کرد. شیخ بزرگوار سعدی درباره‌ی چگونگی فریدون شدن فریدون دو بیت خواندنی دارد:
فریدون فرخ فر شته نبود به مشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی تو داد و دهش کن فریدون تویی

هرچند در این داستان، ضحاک در خواب به نوعی از فرجام کارش آگاه می‌شود و برای نابودی فریدون، که معبرانش معرفی کرده‌اند، بر دامنه‌ی جنایت هایش می‌افزاید، اما این به هیچ روی بدان معنا نیست که برآمدن فریدون امری از پیش تعیین شده است. می‌دانیم که ضحاک در اوج اقتدار و آن‌گاه که سرکوب مردم را از هرجهت و در هر موردی افزایش داده است، دچار این کابوس می‌شود. فردوسی با مهارتی تمام این نکته‌ی اجتماعی را نشان می‌دهد که برآمدن فریدون نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیر عملکرد ضحاک است. هیچ کس از مادر به صفت فریدون یا ضحاک زاده نمی‌شود. هرکس با افکار و گفتار و کردارش، خود را می‌سازد و در پهنه‌ی زندگی فریدون یا ضحاک می‌گردد. در همین داستان می‌بینیم که ضحاک و فریدون در مسیر بالید نشان دو شیوه‌ی متفاوت را برمی گزینند. ضحاک برای دست یازیدن به قدرت و کسب فرماندهی، یکسره راه ریا و تقلب و خیانت و مردم فریبی را در پیش می‌گیرد و با ارتکاب جنایت مسیرش را می‌پیماید و در انتها به شر و پلیدی محض مبدل می‌گردد. فریدون، بر عکس ضحاک عمل می‌کند. او نیکی و درستی پیشه می‌سازد و راهی را می‌پوید که چراغ آرزوهای مردم برای بهی و فرهی، مسیرش را روشن می‌کند. فردوسی با برکشیدن فریدون، در حقیقت یک آرزوی سرکوب شده و یک خواست برآورده نشده‌ی مردم را بیان می‌دارد. این آرزو چیزی جز اعمال اراده مردم در ساختن زندگیشان نیست. کاری که فردوسی در نگرش به تاریخ سرزمینش، جز در افسانه نشانی از آن نمی‌یابد.

به جاست از خود بپرسیم و در نگرش به تاریخمان این واقعیت را ببینیم که چرا هر پادشاه و امیر و سلطان و صاحب قدرتی از این سرزمین، هنگام وداع با قدرت، چه در اثر فرارسیدن مرگ و چه با شمشیر و تیر رقیب، موجب شادمانی مردم گردیده است. چرا هنگامی که پادشاه نابغه‌ای چون نادر شاه کشته می‌شود مردم این سرزمین رخت شادمانی برتن می‌کنند؟ چرا هنگامی که آغا محمد خان قاجار در قلعه‌ی شوشی به قتل می‌رسد از تفلیس تا چاه بهار غرق در شادی می‌شود و مردم به شکرانه‌ی نجات از شر چنین خونریز بی‌رحمی، جشن ها برپا می‌دارند. چرا وقتی بیگانگان رضا شاه را مجبور به استعفا می‌کنند و او را از ایران، قلمرو فرمانروائیش، به جزیره‌ی موریس تبعید می‌کنند، ایران یکپارچه غرق در سرور و شادی می‌گردد؟ تاریخ زندگی و عملکرد قدرتمداران این سرزمین از این چراها لبریز است.
فردوسی در ترسیم چهره‌ی فریدون و بیان حرکتی که مردم برای سقوط ضحاک و برکشیدن فریدون کردند، روشن می‌سازد که این مردمند که در ساختن و پرداختن زندگیشان و نقش زدن بر امروز و فردایشان، سهامدار اصلیند. مردمی که می‌توانند ضحاک را با آن عظمت و جبروت افسانه‌ای هزار ساله‌اش، بخاک بکشانند. فردوسی با طرح این داستان بیش از همه روی سخنش با سلطان محمود غزنویست که در جامه‌ی دین فرو رفته و با شمشیر شریعت به قتل و غارت پرداخته است. فردوسی ضمن این‌که به سلطان محمود و همه‌ی ستمگران می‌گوید که از سرنوشت ضحاک عبرت بگیرند، به مردم نیز این هشدار را می‌دهد که برای رهایی از یک پلشتی هرگز به پلشتی دیگری متوسل نشوند و دفع فاسد را با افسد نکنند. فردوسی در تشریح قیام مردم بر ضد ضحاک، رو به مردم می‌گوید که برای رهایی از شرّ ضحاک زمانه‌ی خود، کاوه و فریدون شوید. او به ستمگر حاکم اعلام می‌کند که سر انجام از میان مردم کاوه‌ای برمی‌خیزد و ضحاک وار به زیرت می‌کشد. فردوسی به ستمگران زمانه‌اش می‌گوید که از خرداد خیزش فریدون تا مهرگان پیروزی، زمانی بس کوتاه می‌برد.


مجمع پارلمانی شورای اروپا متشکل از اعضای مجالس سنا و نمایندگان پارلمانها در 47کشور اروپا و آسیای مرکزی، بیانیه‌یی در حمایت از اشرف با امضای 108تن از اعضای شورای اروپا از تمام گروههای پارلمانی صادر کرد. متن بیانیه به قرار زیر است:

حفاظت از کمپ اشرف
بیانیه شورای اروپا - شماره 501
7اکتبر ۲۰۱۱ (15مهر ۱۳۹۰)

تاکنون به خواست رژیم ایران طی 2حمله جنایتکارانه علیه مخالفان رژیم ایران مستقر در اشرف، 47تن از پناهندگان بی‌سلاح کشته و صدها تن مجروح شده‌اند.
مجروحان از دسترسی به درمان پزشکی محروم شدند.
ضرب‌الاجل نخست‌وزیر عراق، نوری المالکی، علیه اشرف تا پایان ۲۰۱۱ زمینه‌سازی برای حملات دیگر است.
کمیساریای عالی پناهندگان اعلام کرده است ساکنان اشرف پناهجویانی هستند که باید از حفاظت بین‌المللی برخوردار باشند.
ما از مأموریت سفیر ژان دو رویت که اخیراً به‌عنوان نماینده اتحادیه اروپا برای اشرف منصوب شده است، حمایت می‌کنیم و خواستار بازدید سریع‌تر او از اشرف هستیم تا تلاشهایش برای حل مسالمت‌آمیز بحران موثرتر شود.

ما هم‌چنین خواستار تحقق این موارد هستیم:
- کمیساریای عالی پناهندگان استاتوی ساکنان را به‌عنوان پناهندگان سیاسی بازتأیید کند.
- دبیرکل ملل‌متحد و کمیسر عالی حقوق‌بشر یک تیم ثابت نظارت در اشرف مستقر نمایند تا حفاظت ساکنان را تأمین کند.
- آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد، دولت عراق را وادار کنند ضرب‌الاجل خود علیه اشرف را لغو کند، به محاصره و شکنجه روانی ساکنان اشرف با 300بلندگو پایان دهد، ایستگاههای پخش پارازیت و شنود را از اطراف اشرف جمع‌آوری کند و بگذارد که ساکنان به‌طور آزادانه به وکلایشان و به خدمات پزشکی دسترسی داشته باشند.

اجلاس مجمع پارلمانی شورای اروپا اعلام بیانیه حفاظت از کمپ اشرف

مجمع پارلمانی شورای اروپا متشکل از اعضای مجالس سنا و نمایندگان پارلمانها در 47کشور اروپا و آسیای مرکزی، بیانیه‌یی در حمایت از اشرف با امضای 108تن از اعضای شورای اروپا از تمام گروههای پارلمانی صادر کرد. متن بیانیه به قرار زیر است:
حفاظت از کمپ اشرف
بیانیه شورای اروپا - شماره 501
7اکتبر ۲۰۱۱ (15مهر ۱۳۹۰)
تاکنون به خواست رژیم ایران طی 2حمله جنایتکارانه علیه مخالفان رژیم ایران مستقر در اشرف، 47تن از پناهندگان بی‌سلاح کشته و صدها تن مجروح شده‌اند.
مجروحان از دسترسی به درمان پزشکی محروم شدند.
ضرب‌الاجل نخست‌وزیر عراق، نوری المالکی، علیه اشرف تا پایان ۲۰۱۱ زمینه‌سازی برای حملات دیگر است.
کمیساریای عالی پناهندگان اعلام کرده است ساکنان اشرف پناهجویانی هستند که باید از حفاظت بین‌المللی برخوردار باشند.
ما از مأموریت سفیر ژان دو رویت که اخیراً به‌عنوان نماینده اتحادیه اروپا برای اشرف منصوب شده است، حمایت می‌کنیم و خواستار بازدید سریع‌تر او از اشرف هستیم تا تلاشهایش برای حل مسالمت‌آمیز بحران موثرتر شود.
ما هم‌چنین خواستار تحقق این موارد هستیم:
- کمیساریای عالی پناهندگان استاتوی ساکنان را به‌عنوان پناهندگان سیاسی بازتأیید کند.
- دبیرکل ملل‌متحد و کمیسر عالی حقوق‌بشر یک تیم ثابت نظارت در اشرف مستقر نمایند تا حفاظت ساکنان را تأمین کند.
- آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد، دولت عراق را وادار کنند ضرب‌الاجل خود علیه اشرف را لغو کند، به محاصره و شکنجه روانی ساکنان اشرف با 300بلندگو پایان دهد، ایستگاههای پخش پارازیت و شنود را از اطراف اشرف جمع‌آوری کند و بگذارد که ساکنان به‌طور آزادانه به وکلایشان و به خدمات پزشکی دسترسی داشته باشند.

۲۹تن از مقامهای رژیم آخوندی به‌خاطر نقض حقوق‌بشر مورد تحریم اتحادیه اروپا قرار گرفتند

اتحادیه اروپا امروز تحریمهای جدیدی را علیه رژیم آخوندی به‌خاطر نقض حقوق‌بشر اعمال کرد. این تحریمها که در اجلاس وزیران خارجه بیست‌وهفت کشور عضو اتحادیه اروپا تصویب شد، بیست‌و نه تن از مقامهای رژیم ایران را به‌دلیل نقض حقوق‌بشر هدف قرار می‌دهد.

Sunday, 9 October 2011

پتيشن زير را ”براي نجات هزاران مبارز آزادي ايران” امضاء كنيد.

بشكند از غرش طوفانِ ملت،  دارها 
نيست خالي خاك ما از همتِ سردارها
رفت تا ژرفاي دوزخ ، دوزخي تاريك و سرد
شعله بايد زد كنون بر جانِ  اين دجالها!
چيستند اين جمله جز ميراثدارِ ظلم و جهل
اين بقايايِ تبارِ كژدمان و مارها
سهم ما اما به جز غارت نبود و اختناق
يا كه در بازارها غير از طنابِ دارها
ميرسد آن صبح ، اما صبح تندرهاي سرخ
كز مصافِ خلق ايران لشگرِ تاتارها
خرد و خاكستر شود، بعد از خزاني مرگبار
بشكفد در هر كرانِ شهر ما گلزارها




Mojahedin 2008 - Historical Day in Ashraf (Bahman) part 3

man az rooz azal

اعتصاب بازارپارچه فروشان تهران وكارگران ماهشهر

رزمگاه پلي تكنيك دراعتراض به مرگ جانگداز آمنه زنگنه

مشاهده كنيد اين پيرزن بيچاره كجا زندگي مي كند

زوزه هاي مزدوران گشتاپوي آخوندي دراطراف اشرف

بيچاره - واقعا ديدني و جالب


احمدي دروغگو -بخنديد


Thursday, 6 October 2011

معشوقه خامنه ای

تلويزيون پشم و شيشه آخوندي وبسيجي هاي نم كشيده

ترانه لمس ماشه از مجاهدان اشرف

آنهايي که در اشرف، گدازه آتش در دست گرفته‌اند- روزنامه السياسيه کويت -بقلم احمد صالح


چه کسي از ما هست که در مورد قرارگاه اشرف در عراق نشنيده است، جايي که از زمان حمله آمريکا به عراق تحت محاصره بوده و حدود 3400 پناهنده ايراني در آن ساکن هستند.

اين محاصره‌شدگان در اشرف از نبود امکانات ضروري از آب و برق و غذا حتي دارو و درمان محروم هستند به‌ويژه‌اين‌که در ميانشان کساني مبتلا به بيماريهاي صعب‌العلاج هستند، گذشته از همه اينها، آنها مکررًا در اين قرارگاه از سوي شبه‌نظامي ان عراقي تحت‌الحمايه ايران به مورد حمله قرار گرفته‌اند.

در مورد اين آدمها چي مي‌توان گفت جز اين‌که در اين زمانه پست به آنان بگوييم «افراد غريبي هستند که درحالي‌که مردم نااميد مي‌شوند، صبر پيشه مي‌کنند، و پايداري مي‌کنند جايي که مردم جا مي‌زنند و دست از هدف شان برمي‌دارند، ثابت‌قدم هستند جايي که مردم پشت مي‌کنند، پذيرا هستند جايي که مردم پس مي‌زنند، اصلاح مي‌کنند جايي که مردم خراب مي‌کنند، مؤمن هستند جايي که خيلي از مردم به ارزشها و اصول و الگوها کفر مي‌ورزند.

از مدتي نه چندان کوتاه اين گروه از انسانها را در قرارگاه اشرف دنبال کرده‌ام.. در آنها نوعي از انسان يافتم که در فدا و وفا و پرداخت خلوص دارند جايي که خيلي از مردم دو رويي و تملق و نفاق بخرج مي‌دهند و مانع از دادن حق عمومي مي‌شوند و اين راه را مي‌بندند. اين اشرفيان رو در روي جريان ظلم و طغيان و استبه‌کار در روي زمين، اين جريان خانمان سوزي که تحت عناوين مختلف پر زرق وبرق و تحت ماسکهاي درخشان دروغين مي‌خواهد کشور را منهدم و ملت را اسير کند، تمامي رنج را به‌جان مي‌خرند.

بله‌اي آقايان در اشرف آنها را مي‌بيني که چون غولي بزرگ ايستاده‌اند و سنگي به‌دست دارند چون ستيغ کوهي سرکش. کوچکترينشان تانکها و زرهي‌ها را بجالش مي‌طلبند و سربازاني را که شانه‌هايشان از زيادي سلاحهايي که حمل مي‌کنند، خميده شده را به سخره مي‌گيرند، همه اينکار را مي‌کنند نه براي پناه گرفتن به سنگي و نه حتي يقين داشتن به راز پيروزي ايکه در اين سنگ نهفته است، آنها پيروان حق هستند.. آنها مؤمن هستند.. نه کمتر از اين‌که ما از حق خويش دفاع کنيم، تا آن‌جا که ممکن است تا آن‌که پاي صاحبان حق نوشته مي‌شود که آنان از آن‌چه که حق خودشان هم بود گذشتند، بلکه تاريخ افتخار (سنگي) را ثبت خواهد کرد که به شمشير حق و سلاح بزرگ مقابله و مقاومت عظيم تبديل گشت.

از سالها پيش اين نوع انسان مجاهد را در اشرف دنبال کردم آنها نمونه‌هاي منحصربه‌فردي در پرداخت و فدا و ايثار و مايه‌گذاري هستند، به‌خاطر هدفي والاي وبه‌خاطر حقي که براي شکست دادن باطل در پي آن هستند، لقمه نان را به خود حرام مي‌کنند.. همانا که باطل فنا شدني است... آنها را از طريق رسانه‌هاي مطبوعاتي دنبال کردم، از آنان درس آموختم ايکاش ديگران آنهايي که از خود ضعف نشان دادند، مي‌آموختند، ايکاش از آنها درس بياموزيم که زبانمان لال نشود و اندامهايمان از حرکت باز نايستند، و عزم واراده‌هايمان سست نشود، و قدرت باطل هرچه فريادهايش بلندتر باشد و تهديداتش پر طنين باشد و هر اندازه ابزار و سلاحهايش متنوع‌تر باشد، و ايمانمان به آرمانمان و هدفمان سست نگردد.

اگر وسيله‌ جستجويمان براي راه ديگري شکست خورد، اگر مانعي بخواهد کارمان را بي‌نتيجه کند و اگر راهبندها وچالشها افزايش يابند، ما فقط بايستي با گامهايي استوار و عزمي راسخ و ايقاني خلل‌ناپذير به پيش رويم.

سؤال بزرگي که مطرح است که بايد هم حتماً مطرح شود اين است که آيا براي ما اعراب و مسلمانان چيزي غير از عنايت و توجه شايسته است، «کسي که به امور مسلمانان توجهي نداشته باشد مسلمان نيست». آيا شايسته ماست که شبمان مثل شب «اشرفيان» باشد و روزمان مثل روزشان و هم وغممان مثل هم وغمشان.

‌اي آنهايي که در اشرف عزت و بزرگي و اصالت، در دستان خود گدازههاي آتش گرفته‌ايد.. مباد که آن آتش همت شما را بسوزاند؟ يا اراده شما را متلاشي کند يا عزم شما را سست نمايد؟! يا اين‌که جمع شما را متشتت و صفوفتان را پراکنده کند؟! با عزت نفسي والا و سربلندترين باشيد . شکافنده‌ترين و بخشنده‌ترين باشيد... برجسته در ميادين مردانگي در زمانه بلاها و فتنه‌ها و سختيها، در اين زمانه افول، شمايانيد که در خلاف جريان زمانه هستيد، زمانه‌اي دربند مرده ريگ قرنهاي گذشته، و شمائيد که پدرخواندگي عصر نوين را در هرگونه پيوند و نشانه، در هر علامت وشکل ومحتوايي رد کرده‌ايد، و اين آنچيزي است که تا اعماق در انديشه‌هاي اکثريت کساني که در اين عصر به‌سر مي‌برند، جا گرفته و به انگيزه‌هاي برخاسته از آن خو گرفته‌اند.

خداوند رحمت کند شما را‌اي شهيدان ”اشرف ”، تاريخ درباره مردي که امتي را زنده کرد نوشته است تاريخ از مرداني نوشته است که ايمان آوردند و به عهدي که با خداوند بسته بودند، صادق و پايدار ماندند.. شما بهترين شاخصها و بهترين الگوها براي هر زمان و هر مکاني هستيد.. تاريخ از دوران شما خواهد نوشت.. از مرداني که مفهوم مردانگي و فداکاري را زمانه‌اي که در آن فداکاري ناياب است، دريافتند.

اما شماياني که در ”اشرف ”باقي مانده‌ايد،‌اي محاصره‌شدگان بر کف گيرنده گدازه آتش اصول، ارزش، اخلاق و شاخصها، شمائيد که تاريخ از شما خواهد نوشت‌اي کساني که ترک ديار و دارايي و همسران و فرزندان خود به‌خاطر حق و عدالت نموده‌ايد.

آري تاريخ از آن‌چه که شما ساختيد خواهد نوشت و از کساني که خود را به خداوند عز وجل فروختند و به او وامي نيکو دادند، آناني که از نفس بشري فراتر رفتند، دنيا را طلاق دادند و هر آن‌چه که خيره کننده و فريبنده در آن بود را رها کردند زندگاني را فروختند تا ما به ازاي آن آزادي و شرافت را خريداري کنند هر چند که زمان آن طولاني باشد.