Saturday, 29 October 2011

دوربين او تا آخرين تپشهاي قلبش همچنان به ثبت جنايات مزدوران ادامه داد

آسيه رخشاني
تبريك وطن چه دختراني داري
در بحر عجب دل افكناني داري
در رزم پر از حماسه عصر نويـن
از شيـــــر زنان تهمتناني داري

دوربين او همواره تا آخرين تپشهاي قلبش همچنان به ثبت جنايات مزدوران ادامه داد.
تولد: 1362
شهادت: نوزدهم فروردين 1390
شرايط خفقان در ايران خانواده آسيه را ناگزير از ترك ايران كرده بود و آسيه هيچوقت ايران را كه به آن همواره عشق مي ورزيد نديد.
آسيه رخشاني به رغم داشتن يك زندگي مرفه در آمريكا هرگز از فكر مردم محروم ايران و جوانان هم سن و سالش باز نماند. او در سال 1377 عزم پيوستن به مقاومت را كرد و به اشرف آمد.
آسيه از اهالي خون گرم سيستان و بلوچستان بود. با اينكه هرگز آنجا را نديده بود اما سرشار از عشقي عميق به خلق اش بود همواره اخبار قيام مردم را دنبال مي كرد. مردم را قدرت لايزالي مي دانست كه وقتي اراده كنند و توسط پيشتاز هدايت شوند هيچ نيرويي نمي تواند در برابرش بايستد.
اشرف براي آسيه نه يك زمين بلكه يك آرمان بود. آسيه با اينكه مي دانست مزدوران پليد خامنه اي - مالكي خيلي نسبت به فيلمبرداران كينه دارند و يكي از اولين اهداف سلاحهاي خون ريزشان فيلمبرداران هستند با اين حال دلاورانه از صحنه هاي حماسه 19 فروردين فيلمبرداري مي كرد. دوربين او همواره تا آخرين تپشهاي قلبش همچنان به ثبت جنايات مزدوران و رشادتهاي مجاهدان ادامه داد.
در آخرين ثانيه هاي حيات پرافتخارش وقتي يكي از دوستانش فرياد مي زند ” آسيه نشونت كردن ” او حواسش به ديگران بود و فرياد مي زند بخوابين روي زمين و همچنان به ثبت صحنه ها ادامه مي داد.
آخرين جملات آسيه در تعهد نامه اش:
هيهات منا الذله. من مجاهد مي مانم و مجاهد مي ميرم و هيچ حرف ديگري بر سر اين موضوع ندارم. جسد من يا در اشرف خاك خواهد شد يا در مسير آزادي وطنم ايران و با در خاوران كنار مجاهدان قتل عام شده
 
با امضاي اين پتيشن از پرچمداران شرف ايران و ايراني حمايت كنيم

No comments:

Post a Comment