چه کسي از ما هست که در مورد قرارگاه اشرف در عراق نشنيده است، جايي که از زمان حمله آمريکا به عراق تحت محاصره بوده و حدود 3400 پناهنده ايراني در آن ساکن هستند.
اين محاصرهشدگان در اشرف از نبود امکانات ضروري از آب و برق و غذا حتي دارو و درمان محروم هستند بهويژهاينکه در ميانشان کساني مبتلا به بيماريهاي صعبالعلاج هستند، گذشته از همه اينها، آنها مکررًا در اين قرارگاه از سوي شبهنظامي ان عراقي تحتالحمايه ايران به مورد حمله قرار گرفتهاند.
در مورد اين آدمها چي ميتوان گفت جز اينکه در اين زمانه پست به آنان بگوييم «افراد غريبي هستند که درحاليکه مردم نااميد ميشوند، صبر پيشه ميکنند، و پايداري ميکنند جايي که مردم جا ميزنند و دست از هدف شان برميدارند، ثابتقدم هستند جايي که مردم پشت ميکنند، پذيرا هستند جايي که مردم پس ميزنند، اصلاح ميکنند جايي که مردم خراب ميکنند، مؤمن هستند جايي که خيلي از مردم به ارزشها و اصول و الگوها کفر ميورزند.
از مدتي نه چندان کوتاه اين گروه از انسانها را در قرارگاه اشرف دنبال کردهام.. در آنها نوعي از انسان يافتم که در فدا و وفا و پرداخت خلوص دارند جايي که خيلي از مردم دو رويي و تملق و نفاق بخرج ميدهند و مانع از دادن حق عمومي ميشوند و اين راه را ميبندند. اين اشرفيان رو در روي جريان ظلم و طغيان و استبهکار در روي زمين، اين جريان خانمان سوزي که تحت عناوين مختلف پر زرق وبرق و تحت ماسکهاي درخشان دروغين ميخواهد کشور را منهدم و ملت را اسير کند، تمامي رنج را بهجان ميخرند.
بلهاي آقايان در اشرف آنها را ميبيني که چون غولي بزرگ ايستادهاند و سنگي بهدست دارند چون ستيغ کوهي سرکش. کوچکترينشان تانکها و زرهيها را بجالش ميطلبند و سربازاني را که شانههايشان از زيادي سلاحهايي که حمل ميکنند، خميده شده را به سخره ميگيرند، همه اينکار را ميکنند نه براي پناه گرفتن به سنگي و نه حتي يقين داشتن به راز پيروزي ايکه در اين سنگ نهفته است، آنها پيروان حق هستند.. آنها مؤمن هستند.. نه کمتر از اينکه ما از حق خويش دفاع کنيم، تا آنجا که ممکن است تا آنکه پاي صاحبان حق نوشته ميشود که آنان از آنچه که حق خودشان هم بود گذشتند، بلکه تاريخ افتخار (سنگي) را ثبت خواهد کرد که به شمشير حق و سلاح بزرگ مقابله و مقاومت عظيم تبديل گشت.
از سالها پيش اين نوع انسان مجاهد را در اشرف دنبال کردم آنها نمونههاي منحصربهفردي در پرداخت و فدا و ايثار و مايهگذاري هستند، بهخاطر هدفي والاي وبهخاطر حقي که براي شکست دادن باطل در پي آن هستند، لقمه نان را به خود حرام ميکنند.. همانا که باطل فنا شدني است... آنها را از طريق رسانههاي مطبوعاتي دنبال کردم، از آنان درس آموختم ايکاش ديگران آنهايي که از خود ضعف نشان دادند، ميآموختند، ايکاش از آنها درس بياموزيم که زبانمان لال نشود و اندامهايمان از حرکت باز نايستند، و عزم وارادههايمان سست نشود، و قدرت باطل هرچه فريادهايش بلندتر باشد و تهديداتش پر طنين باشد و هر اندازه ابزار و سلاحهايش متنوعتر باشد، و ايمانمان به آرمانمان و هدفمان سست نگردد.
اگر وسيله جستجويمان براي راه ديگري شکست خورد، اگر مانعي بخواهد کارمان را بينتيجه کند و اگر راهبندها وچالشها افزايش يابند، ما فقط بايستي با گامهايي استوار و عزمي راسخ و ايقاني خللناپذير به پيش رويم.
سؤال بزرگي که مطرح است که بايد هم حتماً مطرح شود اين است که آيا براي ما اعراب و مسلمانان چيزي غير از عنايت و توجه شايسته است، «کسي که به امور مسلمانان توجهي نداشته باشد مسلمان نيست». آيا شايسته ماست که شبمان مثل شب «اشرفيان» باشد و روزمان مثل روزشان و هم وغممان مثل هم وغمشان.
اي آنهايي که در اشرف عزت و بزرگي و اصالت، در دستان خود گدازههاي آتش گرفتهايد.. مباد که آن آتش همت شما را بسوزاند؟ يا اراده شما را متلاشي کند يا عزم شما را سست نمايد؟! يا اينکه جمع شما را متشتت و صفوفتان را پراکنده کند؟! با عزت نفسي والا و سربلندترين باشيد . شکافندهترين و بخشندهترين باشيد... برجسته در ميادين مردانگي در زمانه بلاها و فتنهها و سختيها، در اين زمانه افول، شمايانيد که در خلاف جريان زمانه هستيد، زمانهاي دربند مرده ريگ قرنهاي گذشته، و شمائيد که پدرخواندگي عصر نوين را در هرگونه پيوند و نشانه، در هر علامت وشکل ومحتوايي رد کردهايد، و اين آنچيزي است که تا اعماق در انديشههاي اکثريت کساني که در اين عصر بهسر ميبرند، جا گرفته و به انگيزههاي برخاسته از آن خو گرفتهاند.
خداوند رحمت کند شما رااي شهيدان ”اشرف ”، تاريخ درباره مردي که امتي را زنده کرد نوشته است تاريخ از مرداني نوشته است که ايمان آوردند و به عهدي که با خداوند بسته بودند، صادق و پايدار ماندند.. شما بهترين شاخصها و بهترين الگوها براي هر زمان و هر مکاني هستيد.. تاريخ از دوران شما خواهد نوشت.. از مرداني که مفهوم مردانگي و فداکاري را زمانهاي که در آن فداکاري ناياب است، دريافتند.
اما شماياني که در ”اشرف ”باقي ماندهايد،اي محاصرهشدگان بر کف گيرنده گدازه آتش اصول، ارزش، اخلاق و شاخصها، شمائيد که تاريخ از شما خواهد نوشتاي کساني که ترک ديار و دارايي و همسران و فرزندان خود بهخاطر حق و عدالت نمودهايد.
آري تاريخ از آنچه که شما ساختيد خواهد نوشت و از کساني که خود را به خداوند عز وجل فروختند و به او وامي نيکو دادند، آناني که از نفس بشري فراتر رفتند، دنيا را طلاق دادند و هر آنچه که خيره کننده و فريبنده در آن بود را رها کردند زندگاني را فروختند تا ما به ازاي آن آزادي و شرافت را خريداري کنند هر چند که زمان آن طولاني باشد.

No comments:
Post a Comment